پارت ۴۹
ویو آیکو:
نشسته بودم تو اتاقم و داشتم با گوشیم مانگا میخوندم.. شارژ گوشیمم که تموم شد.. هعی.. حوصلم سر رفته..
جوجه تیغی و شوتو رفتن سر تمرین برای گرفتن مجوز قهرمانی موقت..
اهه ااهععع ااعععع
الان کی رو اذیت کنم خببببب
بزار برم پایین ببینم بچه ها دارن چیکار میکنن...
اومدم برم پایین که پای لامصبم گیر کرد به دوتا پلهی آخر و و با کله خوردم زمین
همه:🗿🗿
آیکو:🗿🗿🗿🗿پز نیست سبک زندگیمه👍👌
بقیه: آها🗿🗿👍
با گشادی تمام رفتم نشستم رو مبل بعدشم گوشیمو در آوردم و به کامیناری گفتم:
بیا این رو شارژ کن
کامیناری: چشم امر دیگه؟🗿🤝
آیکو: حالت فعلا اینو شارژ کن بعدا کار داشتم بهت میگم👍🏻
یه نگاه کردم به بروکلی و اوراراکا که اوراراکا داشت طبق معمول با دکو صحبت میکرد و دکو هم کلا انگار داش با لذت جواب میداد
ایکو: به به زوج نمونه✨🤌
دکو با حالت دستپاچگی و سرخ گفت:
نه نه اون چیزی که فکر میکنی نیس اعهعهه😄😅
اوراراکا هم یه کوچولو سرخ شده بود:
آره آره جون عمتون
مینا: ولی هیچ زوجی به پای تو و...
پریدم سمتش و سریع جلوی دهنش رو گرفتم...
اهعهعهههع😄😄😄
آره آره هیچ زوجی به پای من و مایکی نمیرسه میدونم...( مثلا اینجا انیمه ی توکیو ریونجرز یه انیمه است🗿👍)
سرو: مایکی کیه؟
آیکو: شوهرم تو انیمه
بعدش با نگاه ترو جان مادرت لو نده جوجه تیغی ریز ریزم میکنه به مینا نگاه کردم
مینا هم عین بچه ی آدم ساکت شد ولی باز با نگاه هایی که انگار یه هیجان خاصی توش موج میزد نگاه میکرد...
چند روز بعد:
اینجا یکم بعد از تموم شدن جشن کریسمسه
ویو آیکو:
خمیازه*
خسته شدم😗
هعییییی....
داشتم با گوشی ور میرفتم که شوتو اومد پیشم:
_ آیکو
+ هان؟
_ برای کارورزی پدر گفته گه ما بریم پیش اون.. میدوریا و باکوگو هم قراره بیان..
تو هم قراره بیای نه؟
چند ثانیه به زمین خیره شدم ک بعد یه شونه ای بالا انداختم:
اوکی😐
بعدش دوباره با گوشی ور رفتم
نشسته بودم تو اتاقم و داشتم با گوشیم مانگا میخوندم.. شارژ گوشیمم که تموم شد.. هعی.. حوصلم سر رفته..
جوجه تیغی و شوتو رفتن سر تمرین برای گرفتن مجوز قهرمانی موقت..
اهه ااهععع ااعععع
الان کی رو اذیت کنم خببببب
بزار برم پایین ببینم بچه ها دارن چیکار میکنن...
اومدم برم پایین که پای لامصبم گیر کرد به دوتا پلهی آخر و و با کله خوردم زمین
همه:🗿🗿
آیکو:🗿🗿🗿🗿پز نیست سبک زندگیمه👍👌
بقیه: آها🗿🗿👍
با گشادی تمام رفتم نشستم رو مبل بعدشم گوشیمو در آوردم و به کامیناری گفتم:
بیا این رو شارژ کن
کامیناری: چشم امر دیگه؟🗿🤝
آیکو: حالت فعلا اینو شارژ کن بعدا کار داشتم بهت میگم👍🏻
یه نگاه کردم به بروکلی و اوراراکا که اوراراکا داشت طبق معمول با دکو صحبت میکرد و دکو هم کلا انگار داش با لذت جواب میداد
ایکو: به به زوج نمونه✨🤌
دکو با حالت دستپاچگی و سرخ گفت:
نه نه اون چیزی که فکر میکنی نیس اعهعهه😄😅
اوراراکا هم یه کوچولو سرخ شده بود:
آره آره جون عمتون
مینا: ولی هیچ زوجی به پای تو و...
پریدم سمتش و سریع جلوی دهنش رو گرفتم...
اهعهعهههع😄😄😄
آره آره هیچ زوجی به پای من و مایکی نمیرسه میدونم...( مثلا اینجا انیمه ی توکیو ریونجرز یه انیمه است🗿👍)
سرو: مایکی کیه؟
آیکو: شوهرم تو انیمه
بعدش با نگاه ترو جان مادرت لو نده جوجه تیغی ریز ریزم میکنه به مینا نگاه کردم
مینا هم عین بچه ی آدم ساکت شد ولی باز با نگاه هایی که انگار یه هیجان خاصی توش موج میزد نگاه میکرد...
چند روز بعد:
اینجا یکم بعد از تموم شدن جشن کریسمسه
ویو آیکو:
خمیازه*
خسته شدم😗
هعییییی....
داشتم با گوشی ور میرفتم که شوتو اومد پیشم:
_ آیکو
+ هان؟
_ برای کارورزی پدر گفته گه ما بریم پیش اون.. میدوریا و باکوگو هم قراره بیان..
تو هم قراره بیای نه؟
چند ثانیه به زمین خیره شدم ک بعد یه شونه ای بالا انداختم:
اوکی😐
بعدش دوباره با گوشی ور رفتم
- ۸.۴k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط