تو اون دنیا میبینمت:) p1

تازه رفته بود کره...
حدودا ۲_۳ ماهی کره بود
توی خیابون ها قدم میزد که چهره ی آشنا دید که دورش کلی جمعیت بود
با هم چشم تو چشم شدن
تهیونگ بود!
خشکش زد، قلبش شروع کرد تند زدن
اومد بره جلو که همه سمت تهیونگ رفتن و جلوی دیدش رو گرفتن
تهیونگ سوار ماشین شد و حرکت کرد و رفت
آت (هر اسمی میخواید) با شوک به راهه رفتن ماشین نگاه کرد باورش نمی شد فرصت دیدن عشقش که ۷ سال منتظرش بود رو از دست داده خنده ی عصبی کرداشک هاش روی گونه اش سرازیر شد شروع کرد به سختی راه رفتن

#تهیوتگ
#فیک
#BTS
دیدگاه ها (۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۳ | «جایی که جیا...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

Borrowed LifePart4صدای مردی از پشت سرش اومد.لینا برگشت.÷ جون...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت شانزدهم: برخوردِ سردِ دو برا...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

رفتار سرد

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط