{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند

تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!
دیدگاه ها (۲)

من خدایی دارم . . . من خدایی دارم ، که در این نزدیکی‌ست . ...

خوش به حالت ای شب که چنین نرم و سبک و چنان شا...

به سراغ من اگر ميايي براي تقسيم شاديهايت بيا !! ...

قصه‌ انسان... قصه‌ یك‌ دل‌ است‌ و یك‌ نردبان ! قصه بالا رفتن...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

وارث سایه ها

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

p16

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط