این جمعِه از آن جمعِه هایی ـست

این جمعِه از آن جمعِه هایی ـست
که میخواهم هر چه عاشقی را دور کنم
بدون فکر ، آرام باشم

این جمعِه نبودنت را بردار
بگذار نفسی آسوده بکشم
با فکر اینکه ، هیچگاه تو را ندیده ـَم
ساعتی آسوده بخوابم .. !


عزیزی داری ؟
جان عزیزت نبودنت را بردار و ببـر .. !

#بهاره_حصاری
دیدگاه ها (۷)

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

پارت ۱۱: مرزِ نامرئیاشک‌هام رو با آستینم پاک کردم و نفسی که ...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

My Arirang Part 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط