MY BOXER BABY 1
_________________________________________
جی کی:(طبق معمول نیمه شب بود و داشتم با موتور از مجموعه برمیگشتم، حالم زیاد خوب نبود چون توی جلسه امروز همه چی اینطور که میخواستم پیش نرفت)
نوا:(داشتم برمیگشتم به خونه ام، نیویورک شهر قشنگی بود ولی خوب برای تروماهایی که من تجربه کردم کارساز نبود، ولی حداقل بهتر از اون شهر لعنتی و خاطراتش بود)
شب های نیویورک باورنکردنی قشنگ بود و نوا کاملا محوش بود، متاسفانه این دختر جوان از میگرن هم رنج میبرد {این قسمتش مثل خودمه😂🤦🏻♀️}
و برای تسکین درد چی بهتر از نوشیدنی. یکبار اون نزدیک بود و نوا هم بدون کمی درنگ وارد شد
به سمت پیشخوان رفت و نشست و یک شات تکیلا سفارش داد
جی کی ویو
از شدت خستگی کلافه بودم وارد بار شدم و نوشیدنی ام رو سفارش دادم و توی یک چشم به هم زدن تمومش کردم
نفس عمیقی کشیدم و پلکم رو روی هم گذاشتم و بعد از باز کردنشون یا دختری که مثل فرشته بود مواجه شدم اما در عین حال میتونستم ببینم که چه lady boss هستش
اون هم برگشت و چند دقیقه با هم چشم تو چشم شدیم که بعد تماسی دریافت کردم و سریعا بار رو ترک کردم
نوا ویو
چند لحظه با هم چشم تو چشم شدیم ولی اون زود ترک کرد نگاهش عمیق بود چشمای مشکیش لحظه منو خشک کرد چشماش عمیق و دارم بود ولی در عین حال گیرایی خاصی داشت
.....
جونگکوک به پنت هاوس اش برگشت و توی بالکن نشست
عمیقأ داشت به صورت اون دختر فکر میکرد ،عجیب بود...نمیتونست هزم کنه که اون دختر چقدر زیبا بود
_________________________________________
لایک و کامنت یادتون نره عشقای من
جی کی:(طبق معمول نیمه شب بود و داشتم با موتور از مجموعه برمیگشتم، حالم زیاد خوب نبود چون توی جلسه امروز همه چی اینطور که میخواستم پیش نرفت)
نوا:(داشتم برمیگشتم به خونه ام، نیویورک شهر قشنگی بود ولی خوب برای تروماهایی که من تجربه کردم کارساز نبود، ولی حداقل بهتر از اون شهر لعنتی و خاطراتش بود)
شب های نیویورک باورنکردنی قشنگ بود و نوا کاملا محوش بود، متاسفانه این دختر جوان از میگرن هم رنج میبرد {این قسمتش مثل خودمه😂🤦🏻♀️}
و برای تسکین درد چی بهتر از نوشیدنی. یکبار اون نزدیک بود و نوا هم بدون کمی درنگ وارد شد
به سمت پیشخوان رفت و نشست و یک شات تکیلا سفارش داد
جی کی ویو
از شدت خستگی کلافه بودم وارد بار شدم و نوشیدنی ام رو سفارش دادم و توی یک چشم به هم زدن تمومش کردم
نفس عمیقی کشیدم و پلکم رو روی هم گذاشتم و بعد از باز کردنشون یا دختری که مثل فرشته بود مواجه شدم اما در عین حال میتونستم ببینم که چه lady boss هستش
اون هم برگشت و چند دقیقه با هم چشم تو چشم شدیم که بعد تماسی دریافت کردم و سریعا بار رو ترک کردم
نوا ویو
چند لحظه با هم چشم تو چشم شدیم ولی اون زود ترک کرد نگاهش عمیق بود چشمای مشکیش لحظه منو خشک کرد چشماش عمیق و دارم بود ولی در عین حال گیرایی خاصی داشت
.....
جونگکوک به پنت هاوس اش برگشت و توی بالکن نشست
عمیقأ داشت به صورت اون دختر فکر میکرد ،عجیب بود...نمیتونست هزم کنه که اون دختر چقدر زیبا بود
_________________________________________
لایک و کامنت یادتون نره عشقای من
- ۶۰۵
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط