بازی مرگ ]
بازی مرگ ]
پارت 82
جونگ کوک : پول، ثروت، رئیسی، محفل Fire، اینا باعث شدن از هم متنفر بشیم به مرور زمان همه چیز تغییر کرد
هری دستش را گذاشت روی ساعد دست عشقش که چشم های اون باعث نگاه کردن به هری شد
هری با ملایمت و چشم های که درخشان از اشک بودند
لب زد ... هری : میتونیم همه چیزو درست کنیم مثله قبل
جونگ کوک تلخ نجوا کرد
جونگ کوک : هیچی مثله قبل نمیشه،
هری دست اش را روی یه طرف صورت آن مرد گذاشت و در فاصله نزدیک از صورتش گفت
هری : تا وقتی ما بخواهیم همه چیز درست میشه فقط باید دست به کار شد هیچی رو به زمان نسپار،
خیلی آروم نزدیک لب هایش شد و بدون هیچ تردید و مکثی لب هاشو نرم روی لب هایش گذاشت چشم هایش را بست و به این بوسه احساسی و عاشقانه پی برد دقیقا اون مرد هم به یه همچین چیزی نیاز داشت،
به آرومی دستش را روی پهلو هایش گذاشت و عمیق تر بوسه رو ادامه داد
شاید هری فکر میکرد اون مرد هیچ حسی بهش نداره شاید این افکارش اشتباه بودند،
به آرومی دست برد سمته بند لباس خواب آن دختر و از شونه اش پایین کشیدش لحظه ای خوردن دستش به تنش باعث لرزیدن بدنش شد به این لمس هایش تا عادت بود اما باید عادت میکرد اون همسرش بود
و این همان شبی بود که بخاطرش ازدواج کردند،
به آرومی سمته مبل هولش داد و روش خیمه زد بدون شکستن بوسه شون
کم کم لباس خوابش رو از تنش بیرون کشید و همان شب ازدواج شون واقعی شد و هری رسماً زن جئون جونگ کوک شد،،،،،
شرط
۵۰ لایک ۵۵ کامنت
پارت 82
جونگ کوک : پول، ثروت، رئیسی، محفل Fire، اینا باعث شدن از هم متنفر بشیم به مرور زمان همه چیز تغییر کرد
هری دستش را گذاشت روی ساعد دست عشقش که چشم های اون باعث نگاه کردن به هری شد
هری با ملایمت و چشم های که درخشان از اشک بودند
لب زد ... هری : میتونیم همه چیزو درست کنیم مثله قبل
جونگ کوک تلخ نجوا کرد
جونگ کوک : هیچی مثله قبل نمیشه،
هری دست اش را روی یه طرف صورت آن مرد گذاشت و در فاصله نزدیک از صورتش گفت
هری : تا وقتی ما بخواهیم همه چیز درست میشه فقط باید دست به کار شد هیچی رو به زمان نسپار،
خیلی آروم نزدیک لب هایش شد و بدون هیچ تردید و مکثی لب هاشو نرم روی لب هایش گذاشت چشم هایش را بست و به این بوسه احساسی و عاشقانه پی برد دقیقا اون مرد هم به یه همچین چیزی نیاز داشت،
به آرومی دستش را روی پهلو هایش گذاشت و عمیق تر بوسه رو ادامه داد
شاید هری فکر میکرد اون مرد هیچ حسی بهش نداره شاید این افکارش اشتباه بودند،
به آرومی دست برد سمته بند لباس خواب آن دختر و از شونه اش پایین کشیدش لحظه ای خوردن دستش به تنش باعث لرزیدن بدنش شد به این لمس هایش تا عادت بود اما باید عادت میکرد اون همسرش بود
و این همان شبی بود که بخاطرش ازدواج کردند،
به آرومی سمته مبل هولش داد و روش خیمه زد بدون شکستن بوسه شون
کم کم لباس خوابش رو از تنش بیرون کشید و همان شب ازدواج شون واقعی شد و هری رسماً زن جئون جونگ کوک شد،،،،،
شرط
۵۰ لایک ۵۵ کامنت
- ۲۷.۷k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط