برده عمارت جئون

پارت ¹¹
سرش رو پایین آورد تا هم قد بشیم ،درست مثل همون وقتایی که میخواست کنار گوشم قربون صدقه ام بره و دلم پشت هم براش می‌ریخت.
هیبت مردونه ش ۲ برابر من بود:
-اون وقت داغت میمونه به دل بابات
همون طور که داغ گذاشتید رو دل من و پدرم

آب دهنم رو قورت دادم و لب زدم:
-دروغ میگی...میخوای دلم و بسوزونی
والا هنوز دوستم داری

بدجوری ازش میترسیدم ،عصبانی که میشد سوراخ موش اجاره میکردم ولی نمیتونستم زبون به دهن بگیرم:
-من برای سوزوندن دلت قرار نیست هیچکاری کنم
وقتی از چشم جئون جونگکوک افتادی دیگه براش مردی
من فاتحه تو خوندم ات
کنار قبر پسرم برات فاتحه خوندم

-کوک...توروخدا...اینجوری حرف نزن
میترسم...

نیشخند سردی زد و تنم رو جلوی چشمای مامان حنا و لنا بالا کشید:
-اگه میترسیدی بچه مو نمیکشتی
ولی بذار یبار بگم شاید توی گوشت فرو رفت
تو میتونی فرار کنی
راه فرار هم زیاده...
آدمای من نمیتونن از تمام سوراخ سمبه های این خونه مراقبت کنن
ولی وقتی فرار کردی حتی از سایه خودتم بترس...
چون هر جا که بری پیدات میکنم و برت میگردونم....

-بعدش؟
-فکر نکنم دلت بخواد بدونی بعدش باهات چکار میکنم

وقتی تصور فرار هم به ذهنم خطور میکرد دلم پشت هم می‌ریخت.
کوک تا به حال کتکم نزده بود اما با اون قد بلند و هیبت مردونه بدجوری ازش حساب میبردم.

حتی همون موقع که همه چیز بین مون خوب بود،ولی حالا...

سرش رو جلو آورد و کنار گوشم زمزمه کرد:
-از حالا بیشتر مراقب رفتارت باش ات
چون این جونگکوک،جونگکوک سابق نیست که نازت و بخره

و بعد سرش رو کج کرد تا تاثیر حرفاش رو تو عمق چشمام ببینه:
-نمک خوردی و نمک دون و شکستی دختر ستار باغبون
جونگکوک به راحتی دشمنش رو نمیبخشه
اینبار یه دختر با اصل و نسب برای خودم انتخاب کردم
مثل تو نمک به حروم نیست اصیل و نجیب زاده ست

موفق شده بود آتیشم بزنه.
حسادت چسبیده بود بیخ دلم و سوزنش رو توش فرو میکرد.
شایدم جیگرم میسوخت که اونجوری گر گرفته بود.

نگاهش توی صورتم چرخید و تنم رو به عقب هل داد:
-حالا دیگه وقتشه که بریم
خوبیت نداره همچین شبی تو رو ببینم...
دیدگاه ها (۲۳)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۸_با اینکه اولین نی...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:19فایل باز شد، در لحظه اول دوربین تار ب...

Why Did I Fall in Love with You? P¹⁵ | ویو خونهدوهی با عصبان...

پارت‍ـــ.. ـــ۲ ـــ«رقص سایه ها »دیگو با همون لبخند کج و ی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟏ویو اِریااِریا هنوز کنار پنجره ایستاده...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒با کمک آمرلا لباس سل...

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط