در آغوش جنون

فصل دوم
پارت 9

شاید او می‌توانست به جیمین کمک کند. نه به عنوان یک معشوق، بلکه به عنوان یک انسان.

در زندان، جیمین روزهای سختی را می‌گذراند. بعد از ملاقات با ا/ت، حالش بدتر شده بود. احساس می‌کرد که تمام امیدش را از دست داده است. او دیگر نمی‌توانست به آینده فکر کند. فقط می‌توانست به گذشته فکر کند. به اشتباهاتش، به پشیمانی‌هایش، به عشقی که آن را نابود کرده بود.

یک روز، در حیاط زندان، با یک زندانی دیگر آشنا شد. مردی میانسال با چهره‌ای خشن و چشمانی مهربان. اسمش هان دونگ جو بود. دونگ جو به خاطر یک جرم مالی به زندان افتاده بود، اما جیمین حس می‌کرد که او چیزی بیشتر از یک زندانی معمولی است.



ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۰)

🔻چطور می‌توان از عملکرد قوه قضائیه دفاع کرد؟ ✍🏻 امیرحسین ثاب...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

⋆𝑻𝑯𝑬 𝑬𝑵𝑬𝑴𝒀’𝑺 𝑯𝑶𝑺𝑻𝑨𝑮𝑬 =گروگان دشمن⋆𝑳𝒆𝒆 𝑨𝒕 | لی ات — ۲۵ سالهع...

𝖕𝖆𝖗𝖙۵سه روز بعد، قصر مروارید غرق در چراغ‌های طلایی شد.ملکه ت...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

007-پنهان در مه - پارت ۶۳

### پارت چهارم: «دروازه‌ی میانِ سایه‌ها»لرزشِ زیر زمین هر لح...

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط