مروارید عشق پارت ۴

از زبون جونگ کوک
پس باید بیشتر مراقبش باشم من:بلخره که مال من میشی نمیزارم سگم بهت نزدیک شه نمیزارم 😏(منو ببین حتی سگ😍😐😂🤣🤣خر ذوق)
از زبون خودم
رفتم یکم گشت زدم خرید کردم و رفتم خونه دوباره خوابیدم به طور خیلی عجیب سه چهار روز پشت سر هم همین جوری برام گل میومد از کوچیک به بزرگ خونه شده بود گلستون ☺ طبیعت همشم گل رز همون موقع گوشیم زنگ خورد من:بله کوک:سلام من:آه سلام کوک:از گلا خوشت اومد من:تو فرستادی اینارو کوک:آره بیا در و باز کن من:نگو که جلو دری کوک:درسته من:اگه کسی ببینتت چی کوک:بیا وگرنه در میزنم من:باشه اومدم رفتم در و باز کردم همون موقع یه گل گرفت جلو صورتم کوک:اینم خودم خواستم بهت بدم من:چرا اینکارو میکنی دقیقا کوک:امم تنهایی زندگی میکنه من:نه با دوستم زندگی میکنم کوک:آخخ میتونی امشب بیای خونم من:اوممم باید بدونم طبقه چندمی کوک:پنجم جدا از اعضا تویه ساختمونیم ولی جدا من:آهان اوم باشه کوک:خیله خوب اومد لپمو بوسید منم بوسیدم و رفت دستمو رو لپم گذاشتم من:ها ها هان او او اون ا ا ا الان ممممنو ب ب ب بوسید (دیگه اون آدم سابق نمیشه هم اون هم جونگ کوکی که پشت در داره قر میده😐😂😂😂) رفتم تو گل و گذاشتم تو گلدون و بهش آب دادم شب شد و من آماده شدم رویا هنوز خواب بود یه لباس خوب پوشیدم و رفتم(عکس میزارم) خونه جونگ کوک در زدم یه نفس عمیقم کشیدم من:خوب آرومش باش گائول هیچی نیست هوفففف قرصامو خوردم آهان آره خوردم در زدم اومد در و باز کرد یه نگاه به در و برش کرد کوک:بیا تو رفتم تو در و بست نشستم رو مبل اومد طرفم رفت تو آشپز خونه از استرس دستام یخ کرده بود دستمو رو قلبم گذاشتم تند تند میزد من:آروم دختر آروم هوففف آروم باش با دو تا قهوه اومد نشست کنارم اومدم قهومو بردارم که دستامون خورد بهم نگاهش دوخته شد به من دستمو بردم عقب(خوب پیام بازرگانی آیا از چاقی رنگ میبرید آیا از درس خواندن رنج میبرد مشتریه گرامی خوب به اَسم میخواستی انقدر نخوری😐😂😂😂🤣😂) کوک:گائول من:هوم کوک:یه چیزی میخواستم بهت بگم من:بگو کوک:خوب راستش چجوری بگم یکم سخته گفتنش من:بگو کوک:میخوام بگم دوست دارم من:😱 چ چ چی کوک:دوست دارم از همون اول که بهت برخورد کردم یه حسایی بهت پیدا کردم اما میترسیدم گائول من عاشقتم و دوست دارم هر روزم که میگذره بیشتر عاشقت میشم یعنی بگم دیوونتم میشه قبول کنی که کنارم باشی تو سختیا و مشکلات کنار هم باشیم تو گریه هات باهات شریک شم که منم دوست ندارم اشکتو در بیارم تو خندهاتم باهات شریک شم و تو هم همینطور میشه رسما از امشب به بعد مال من باشی من:آ آ جونگ کوک خو خو خوب خیلی شوکه شدم سرمو انداختم پایین کوک:نگو که الان از خجالت سرخ شدی که دیوونه میشم من:خوب شدم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴۲

bts

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

اجبار به بدبختی پارت ۴۵

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

پارت ۲۶

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط