{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو روز بارونی پارت ۱۶

تو روز بارونی پارت ۱۶

دامیان:!
انیا: چته چرا تعجب می کنی چیه خوشگل شدم
دامیان:...
معلومه کسی که زشته زشت می مونه
انیا: برام مهم نیس نظرت چیه به هر حال من خوشگلم دیگه
دامیان: خیله خپب اره هستی
انیا: بلاخره اینو از دهنت شنیدم
دامیان: بیا بریم دیره
انیا: خیله خوب
.
.
.
.
.
.
دزموند و صاحب شرکت:(سخرانی.......... سخرانی)
انیا: چه حوصله سر بر خوابم گرفته و همینجور گشنمه
دامیان: ۲ دقیقه بشین بعد میریم سر میز اونجا یچیزی می خوریم
انیا: باشه
_ خمیازه کشیدن
بیا بریم از گشنه گی مردم
دامیان: باشه پا شدم
.
.
.
دامیان: خوب چی می خوای بخوری همه چی اینجا هست
انیا: هیچ کدومشو دوس ندارم بادوم زمینی اینجا نیست؟
دامیان: خنگول، اخه اینجا بادوم زمینی چیکار داره
انیا: انیا عاشق بادوم زمینیه
دامیان: حالا یه امشب یه چیزی بخور
انیا: باشه یه شیرینی بخورمم بد نیست
دامیان: اهان صدای اهنگ داره میاد
افتخار رقص میدی؟
انیا: باشه
ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۸)

تو منو دوست داری؟پارت ۲۰موقعيت : اخر مدرسه دامیان: عزیزم میا...

عشقی حقیقی

Anya x Damianپارت۵۶

جزئیات پارت جدید انیا فورجر ۱۷ ساله یه دانشور سلطنتی علایق:د...

عشقی حقیقی پارت ۱۳

عشقی حقیقی

زمرد های صورتی پارت²انیا:«چی اونا که پسرخاله ما نیستن منظور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط