سناریو درخواستی

سناریو درخواستی

وقتی گشنمته و میری آشپزخونه و هیچی پیدا نمیکنی و غر میزنی(عضوهشتم)
نامجون: حاضر شو بریم خرید کنیم

جین: اگه کمک کنی غذا درست میکنم

شوگا: یعنی نارنگی ها هم تموم شده ؟ پاشو باید بریم خرید..... زود باشششششششش

جیهوپ: سانشاینم الان غذا سفارش میدم

جیمین: بیا این یدونه موچی رو بخور تا اون موقع منم زنگ بزنم غذا سفارش بدم

تهیونگ: بیا بریم رستوران هم غذا بخوریم و هم یه هوایی تازه کنیم

جونگ کوک: زنگ بزن غذا بیارن و از گوشه ذهنتم رد نکن که از شیرموام بهت بدم
دیدگاه ها (۴)

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

رمان ارث و میراث. پارت۳

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت»به خونه رسیدیم ، هو...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

⭕️ امامی که حواسش به همه هست...🔻توی صف مهمانسرای حضرتی بودیم...

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط