زیاده خواه نیستم

زیاده خواه نیستم
جاده ی شمال،
یک کلبه‌ ی جنگلی،
یک میز کوچک چوبی،
با دو تا صندلی
کمی هیزم، کمی آتش
مهِ جنگلی، کمی تاریکی محض
کمی مهتاب
و بوی یار
و بوی یار
و بوی یار

#نیکی_فیروزکوهی
دیدگاه ها (۱)

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

پارت ۴۴

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط