از خوردن بستنی قیفی در خیابان خجالت نکش!

از خوردن بستنی قیفی در خیابان خجالت نکش!
از اینکه بایستی و از گلی که چشمت را گرفته عکس بگیری.
از اینکه بنشینی کنار کودکی فال فروش، و با او درد دل کنی.
از اینکه وسط پیاده‌رو عشقت را محکم در آغوش بگیری.
از اینکه وسط جمع، قربان صدقه‌ی مادرت بروی.
از اینکه در کوچه با بچه‌ها بازی کنی.
از ابراز علاقه کردن به کسی که دوستش داری، از عصبانی شدن، از بلند خندیدن، از گریه کردن‌های بی‌دلیل، از کنار گذاشتن آدم‌هایی که تو را نمی‌فهمند.

عمر هیچکس قرار نیست جاودانه باشد. هنوز هم دیر نیست.
برای خودت زندگی کن …✨

#استايل #couplegoals #couple #style #styleblogger
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۹ — چند روز در روستایونگی مجبور شد چند روز در روستا بم...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

پیمان نقره ای

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

زیبای کوچک فریبکار

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۱

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط