#شب_ارزو_ها

#شب_ارزو_ها
#پارت_22

"همینجوری
خب من میرم.. کار داشتی زنگ بزن

•باشه، خدافظ

÷سلاممم من اومدم

•سلام هاراا

÷یه سوال دارم.. چرا اینقدر یونجون میاد اینجا؟

•ایا من یونجونم از من میپرسی؟

÷نه جدی میگم

•من چه بدونم برو از خودش بپرس
راستی، کمپانی قرار بود برای فستیوال کامبک اماده کنه، چیشد؟

÷عقب افتاد

•اوففف، خیلی تمرین کرده بودیم..

÷اره ولی اشکال نداره... راستی ات

•ها

÷تو اودیشن بازیگری هم داده بودی؟

•اره، چرا؟

÷قبول هم شدی؟

•اره، چرا میپرسییییی

÷ امروز جوپ زنگ زد، درخواست دادن توی یه فیلم نقش اصلی بازی کنی

•امروز؟ جوپ گفت؟

÷اره

•تاریخش کیه

÷اگه قبول کنی فیلمنامه خوانیش دقیق یه هفته دیگس

•من مشکل ندارم، به جوپ بگو اوکیه

÷باشه، اها اها یادم رفت بگم
جونگین و فلیکس از استری کیدز هم هستن (ادمینتون داره قیمه هارو میریزه تو ماستاااا [برنامه ها دارمم] )

•صبر کن، چییی؟

یوهاهاهاهاهاهاهااا ادامه دارد....

حمایت؟؟
دیدگاه ها (۱۲)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

My dady پارت④بعد از ناهار رفتیم دفتر مدیر برای عملی کردن نقش...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

پارت 2تا خواست حرف بزنه نظرش عوض شد برای همین رفت و به مادرش...

Part 10

سناریو قفل آبی

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

part64. . +اون روزا بدون اینکه بدونم دلم برای فردی تنگ میشد ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط