A Shadow Named You

A Shadow Named You
سایه‌ای به نام تو
P.41

(روایت از زبان جونگ‌کوک)

\ قربان، ما درباره‌ی پارک جی‌هون تحقیق کردیم.

- خب؟

\ اون فقط دوست‌پسر سابق ا.ت نیست.

ابروهام رو درهم کشیدم.

- منظورت چیه؟

\ خانواده‌ش چند ساله با پدر ا.ت ارتباط مالی دارن.

چند لحظه سکوت کردم.

- ادامه بده.

\ ظاهراً جی‌هون از بدهی‌های پدر ا.ت خبر داشته. حتی قبل از اینکه شما وارد این ماجرا بشین.

نگاهم روی میز ثابت موند.

- مطمئنی؟

\ بله، قربان. اما یه چیز دیگه هم هست...

- این‌قدر مکث نکن. بگو!

\ جی‌هون امروز با پدر ا.ت ملاقات کرده. درست قبل از اینکه با شما تماس بگیره.

تماس رو قطع کردم.

به صندلی تکیه دادم و به سقف خیره شدم.

پس ماجرا فقط یه رابطه‌ی عاشقانه‌ی قدیمی نبود.

---------------

صبح روز بعد، وقتی وارد سالن شدم، ا.ت کنار پنجره ایستاده بود.

+ جی‌هون بهم پیام داده.

- که چی؟

+ می‌خواد امروز منو ببینه.

ساعتم رو بستم.

- چه جالب.

+ می‌ذارم ببینمش؟

نگاهش کردم.

- البته.

با تعجب پرسید:

+ جدی؟!

لبخند کوتاهی زدم.

- چرا که نه؟

اما وقتی از سالن خارج شدم، گوشیم رو بیرون آوردم و شماره‌ای گرفتم.

- برنامه رو تغییر ندین. امروز باید همه‌چیز طبق نقشه پیش بره..........

ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

پارت ۳ #تو راز شب های منیصبح روز بعد، سوآ زودتر از همیشه از ...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

ریاکشن پارت ۲

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

سناریو میتسویا پارت ۲

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

پارت پنجم

سرنوشت پارت(۱۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط