{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی يه بازيه

زندگی يه بازيه

 

زندگی يه بازيه كی از عمرش راضيه
ابر گريونه دلم چشمه خونِ دلم
نميتونم دلم رو راضي كنم 
اين دل ديوونه رو راضی به اين بازی كنم
يه بهونه براي بودن و موندن ندارم
تو گلوم بغض غمه هوای خوندن ندارم
همه جا سرد و سياه رو لبهام ناله و آه
سر من بي*سايه*بون نگهم مونده به راه
دست من غمگين و سرد تو گلوم يه گوله درد
نه بهاري نه گـلي پاييزه پاييز زرد
دلي كه دلدار نداره با زندگي كار نداره
غريب اين ديارم يه آشنا ندارم
سرم بي سايه بونه دلم يه پارچه خونه
غم تو دلم نشسته بال و پرم شكسته
غريب اين ديارم يه آشنا ندارم
سرم بي سايه بونه دلم يه پارچه خونه
همه جا سرد و سياه رو لبهام ناله و آه
سر من بي سايه*بون نگهم مونده به راه
دست من غمگين و سرد تو گلوم يه گوله درد
نه بهاري نه گـلي پاييزه پاييز زرد
دلي كه دلدار نداره با زندگي كار نداره
غريب اين ديارم يه آشنا ندارم
سرم بي**سايه*بونه دلم يه پارچه خونه

غم تو دلم نشسته بال و پرم شكسته
غريب اين ديارم يه آشنا ندارم
سرم بي*سايه*بونه دلم يه پارچه خونه
دیدگاه ها (۳۰)

یادتونه این باطری قلمیا وقتی تموم میشد در مرحله اول با ضربه ...

زنی به شوهرش گفت:وقتی من مردم، چند وقتبعد زن میگیری؟مرد گفت:...

پند حافظاين چه شوريست که در دور قمر مي بينمهمه آفاق پر از فت...

نترسوننترسون باغُ از گل، نترسون سنگُ از برف نترسون ماهُ از ا...

پوچی بی انتها پارت ۱

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

پارت ۳۷: مهرِ تأیید بر یک زندگیِ مشترکعصر بود و نورِ نارنجیِ...

ماه من .. پارت : ۲

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط