‌سرشارم از " #تٌ " ...

‌سرشارم از " #تٌ " ...
مثل " شهریوری " که هنوز نیامده ...
بوی عطرش
تمام شهر را ، روی سرش گذاشته ... !

#حمیدرضا_عبداللهی
دیدگاه ها (۱۲)

پاییزبود، هوا تاریک، مادر چادرش سرش بود و نماز میخوند.قابلمه...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

پارت آخر

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

تکپارتی | جونگکوک

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت پنجمچند روز بعد...ا/ت از ساختمان دانش...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط