هکر قلب(p31)

ویو صبح شده بود من زودتر از همه بیدار شدم یه چیزای درست کردم….
جیهون : چقدر زود بیدار شدی چیکار میکنی…
می سو : اره خابم نبرد هیچی صبحانه درست میکنم …
جیهون : اها اشپزی مگه بلدی….
می سو : اشپزیم بدک نیست😄…..
جیهون : بینیم بقیه کجان مامان اینا اومدن….
می سو : خب بقیه خابن مامان اینا دو سه روز نمیان بابا زنگ زد گفت ….
جیهون : ها باشه …
می سو : بقیه رو بیدار کن بریم یکم خش بگذرونیم بعدش میریم کره دوباره …..
جیهون : خندید ..باشه …
همه بیدار شدن اومدن صبحانه بخورن…
بوم :اینا رو تو درست کردی ….
می سو : اره خوشت نیومد…
بوم : چی میگی خیلی خوش مزه شدن….
می سو : واقعا خوب شده …
بوم : عالی عالی شده ممنون…
می سو : خوبه حالا بلند شین اماده بشین بریم بیرون…
بوم : اره بریم …(لبخند زد)
همه رفتن اتاقشون اماده بشیم….
مامان: سوهیون دخترم به می سو زنگ بزن میخام باهاش حرف بزنم یکم…
سوهیون : باشه مامان….
داشت بهم زنگ میزد منم رفتم کنار استخر …
می سو : الو..
سوهیون :خوبی ابجی …
می سو : اره خوبم تو چطوری….
سوهیون : منم خوبم مامان میخاد باهات حرف بزنه …
می سو : هان خب من…
سوهیون ؛ نکن ابجی مامان نگرانته یکم باهاش حرف بزن حالش بهتر شه….
می سو : باشه خب…
مامان: الو دختر قشنگم حالت خوبه…
می سو : خوبم مامان تو خوبی…
مامان: چرا بهم یه زنک هم نمیزنی نگرانت میشم ..
می سو : خب من ..اصلا وقت نشد ببخشید …
مامان : چیزی شده ازم ناراحتی….
می سو :نه چیزی نشده ….
مامان : میرفتی بهم یه سر میزدی دلم برات تنگ شده دختر عزیزم…
می سو : منم همینطور دو سه روز دیگه میایم میام دیدنت …
مامان: باشه خدافظ ….
می سو : فعلا….
سوهیون : ابجی چطوره امریکا جای خوبیه….
می سو: اره خیلی جای قشنگی هست….
سوهیون : اها …
اون وو : داری چیکار میکنی ما رو میفرستی اماده بشیم خودت اونجا وایستادی …
می سو : باشه الان میام…
سوهیون : این کیه داره داد میزنه ….
می سو : اون وو….
سوهیون : همون پسر خوشتیپه ….
می سو : اره همونه…😬
سوهیون : اون یه بار دیگه از نزدیک ببینمش…
می سو : باشه بابا خدافظ….
گوشی رو قطع کردم….
سوهیون : ای بابا بحث اون وو بشه چطوری میکنه دختره لجباز…
ویو جی هو: برو از دختر دونگ ووک اطلاعات بیار….
کار کن: بله رییس….
جی هو : دونگ ووک هیچوقت یادم نمیره باهام چیکار کردی اینو یادت باشه تلافی میکنم….
همه اماده شدیم اومدیم پایین …
بوم : راننده کجاست…
جیهون : اه کلاً یادم رفته بود بگم راننده زنش مریض شده بود بخاطر همین مرخصی گرفته…
سومین : چیشد الان نمیریم بیرون….
می سو :ولی اخه …
اون وو : اگه میخاین من راننده کی کنم….
سومین :بلدی مگه…
اون وو: معلومه بلدم ….
سومین : نه منظورم اینه کواهینامه داری…
بوم: اره پارسال یادتون نیست کرفت….
جیهون : نه چرا هیچی به ما نکفتی پسر….
اون وو :ولش حالا خب بریم دیگه…
سومین :من جلو میشینم …
می سو : خب بشین چرا داری منو نگاه میکنی پس…
سومین : خب تو خودت…
جیهون : بسه منو دیونه نکنید بشینید برید زود…
اون وو راننده شد سومین جلو نشست پشت منو بوم و جیهون بوم وسط ….
بوم : خب بریم سمت خوش گذرونی…
می سو : موافقم …(با خنده)
جیهون : خدایی این ذوق شما منو کشته(با خنده)
می سو :معلومه دیگه اگه ما نبودیم شما چیکار میکردین…
سومین :اکه نبودی مثل قبل زندگیمون رو میکردیم …
می سو : با تو نبودم….
سومین : خودت پرسیدی دیگه…
بوم : اون به شوخی کفت تو هم آنقدر ضد حال نزن دیگه…
منم همینجوری توی فکر رفتم کلا…
اون وو : حالا کجا بریم…
جیهون :نمیدونم…
اون وو : می سو تو بکو کجا بریم….
می سو :خب من نمیدونم…
اون وو: تو امروز آنقدر ذوق داشتی الان میگی نمیدونم ..
جیهون : اره بخدا من فکر کردم چه جا های ما رو ببره…
بوم :همون شهر بازی بزرگ اوخ چه حالی میده…
می سو : خوبه پس اونجا بریم…

آدامه دارد…(:
دیدگاه ها (۵)

بادیگارده شخصی من پارت۹

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

فلیکس در پخش زنده‌ی اسکای اسپورتس مصاحبه‌گر: خب، ببینیم دیگه...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

سناریو سو پارت اول

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط