بعد از آن واقعه ی سرخ،

بعد از آن واقعه ی سرخ،
بلا سهم تو شد


پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد


بعد از آن واقعه هفتاد و دو آیینه شکست

ناگهان داغ دل آینه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست

بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت

خطبه ی اشک برای شهدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه در هروله ی آتش و خون

در شب خوف و خطر
خطبه ی «لا» سهم تو شد

بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم

خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد

خیمه ی نور تو در
فتنه ی شب سوخت ولی

کس نپرسید که این
ظلم چرا سهم تو شد

بعد از آن واقعه،
ای زینت سجاده ی عشق

از دلت آینه جوشید،
دعا سهم تو شد

بعد از آن واقعه،
ای کاش که می مردم من

مصلحت نیست بگویم،
که چه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه ی سرخ ،
حقیقت گل کرد

کربلا در تو درخشید،
خدا سهم تو شد

♣صـلــی الله و علیــک
یـا سیــدالســـاجــدین♣

*شهـادت امـــام چهــارم
زیـن العــابــدین تسلیت*


#امیـــراستقلالــــی
#محرم94
دیدگاه ها (۱۹)

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

**پارت ۳۲**جونگکوک همون‌طور که مچ‌هام رو بالای سرم قفل کرده ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

𝖕𝖆𝖗𝖙9صبح، قصر مروارید لباس عزا پوشید. پرده‌های سیاه از پنجره...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

پارت بیست و یکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط