به لقمه کمی از سفره‌اکتفا کردم

به لقمه کمی از سفره‌اکتفا کردم
کنارسفره مهمان پذیرت،اماتو

غذای حضرتی ات رابه دست من دادی
ادامه ی برکتهای دوش مولا،تو

ادامه ی برکتهای کیسه های علی
به دست توست،نظر کن به این گدای علی
دیدگاه ها (۱)

🖤 مافیای منقسمت هفتم | یک دستور عجیبات با پرونده وارد دفتر ج...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۲**ویو آت**ساعتم داشت تیک‌تیک می‌...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۰ | «مهمان ناخوانده، رئیس...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط