چند پارتی جونگ کوک

پارت ۲ ( پارت آخر)
کوک: چند ساعته خونه نرفتم..نگرانش شدم..حالم خوب نبود...حرفش رو باور کردم..ولی خب منم آبروم جلوی اون همه جمعیت از بین رفت...هووفف..( چند بار بهش زنگ زدم جواب نداد)‌‌. واییییی باید برم خونه
*
کوک: ا/ت..کجایییی..ا/تتت( داد و بغض)
ا/ت: کوککککک....پریود شدمممم( داد و گریه)
کوک: تقویم گوشیمو چک ردم*... وایییی ببخشید...(بغلش کردم.. و بهش یکم مسکن دادم تا آروم بشه و بخوابه)
*
کوک:ببخشید..تقصیر منه که تقویم رو نگاه نکردم:)
ا/ت : عیب نداره..چشمام رو بستم و تو بغل آرامشش غرق شدم*
دیدگاه ها (۲۰)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

سرنوشت پارت (۱۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

سناریو میتسویا پارت ۳

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط