و من باز هم دلم سوخت به حالتون😑
و من باز هم دلم سوخت به حالتون😑
ویو کوک: با صدای جیغی که شنیدم ترمز زدم
ات: داشتم بهشون میگفتم که برن و چی شددددد؟ اون داشت به من از پشت دست میزد و هلم میداد به سمت دیواررر
کوک: سریع همون وسط خیابون ماشینو روشن ول کردمو رفتم سمت دختره
کوک: هوی.. چیکار داری میکنی؟؟
پسره: اون وقت تو کی باشی مردک؟
کوک: یه مشت همون لحظه زد تو صورتش
کوک: با کی بودی؟؟؟ حتما با یه کی دیگه بودی من اشتباه برداشت کردم.... درس میگم یا نههه؟(با داد)
پسره: برو گمشو تو کاری نداشته باش که من با این هر. زه چیکار میکنم
کوک: دوباره یه مشت دیگه زد
کوک: اخخخخخخخ...... خوبی؟؟؟ دردت که نگرف هاااا؟(با داد)
پسره: برو گمشو پسره ی....
کوک نزاشت حرفشو تموم کنه
کوک: اههه.... دیگه از حد مسخره بازی رد شدی عوضی
کوک: بزن به چاک.... سریعععع(با خیلیییی زیاد داد)
ات فقط نگاه میکرد
پسرا رفتن
کوک: تو خوبی ات.... عا ببخشید خانم..... ات
ات: من.. خوبم شما.. خوبید؟
کوک: اره من خوبم .... میگم بیا من میرسونمتون
ات: نه زیاد راهی نمونده.....
کوک: مچ دست ات رو گرفت و برد
کوک: اهههه اصلا حوصله ی تعارف رو ندارم باشه؟؟؟ دفعه ی بعد دیگه نمیخام حرفی باشه.
ات: عااا باشه..... صب کن..... دفعه ی بعددددد؟؟؟
کوک: نه منظورم هر موقع از این اتفاقا افتاد فقد به من زنگ بزن.. بیا این شمارمه
ات: با تردید ازش برگه رو گرفتم و گزاشتم تو جیب کتم
ات ویو:
اههه اون چشههه.... لعنتی ـ
منو رسوند تا خونه و خودی تا من برم داخل دم در موند
رفتم داخل و با قیافه ی خیلییییی اعصبانی مامانم رو به رو شدممممم
ات: سلا..... هییییییی وای مامان ترسیدم
مامان ات: تا این وقت شب کجا بودی؟ کمی داد
ات: اممممم... تو ذهنش نمی تونممم بگم مزاحمم شدن و همون پسریکه بغلم مینشینه تو مدرسه اومد نجاتم داد و منو رسوند خونهههههه عرررررر
مامان ات: با تو امممممممم دادددد
ات: راستش.... راستش
مامان ات: راستش چییییییی
ات: راستش اتوبوس خیلیییییی تاخیر داشت و بابت این موضوع خیییلییی عذر خواهی کرد (تو ذهنش) هوففففغغ خدایا شکرت تقلب رسوندییی
مامان ات: مطمئنییی با داد
ات: اره..... نگران نباش نه زهر ماری خوردم نه گوه اضافه خوردم
ادمین: واییی بچه ها دستم تاوللل زددد انقد نوشتممممم فک نکنید گوشیههه دستممم تبلت به چه بزرگیهههههههه دهنم داره سرویس میشهههه
شرط: ده تالایک
ده تا کامنت
بچه ها هر کی سه ها میتونه بزاره باشه؟
ویو کوک: با صدای جیغی که شنیدم ترمز زدم
ات: داشتم بهشون میگفتم که برن و چی شددددد؟ اون داشت به من از پشت دست میزد و هلم میداد به سمت دیواررر
کوک: سریع همون وسط خیابون ماشینو روشن ول کردمو رفتم سمت دختره
کوک: هوی.. چیکار داری میکنی؟؟
پسره: اون وقت تو کی باشی مردک؟
کوک: یه مشت همون لحظه زد تو صورتش
کوک: با کی بودی؟؟؟ حتما با یه کی دیگه بودی من اشتباه برداشت کردم.... درس میگم یا نههه؟(با داد)
پسره: برو گمشو تو کاری نداشته باش که من با این هر. زه چیکار میکنم
کوک: دوباره یه مشت دیگه زد
کوک: اخخخخخخخ...... خوبی؟؟؟ دردت که نگرف هاااا؟(با داد)
پسره: برو گمشو پسره ی....
کوک نزاشت حرفشو تموم کنه
کوک: اههه.... دیگه از حد مسخره بازی رد شدی عوضی
کوک: بزن به چاک.... سریعععع(با خیلیییی زیاد داد)
ات فقط نگاه میکرد
پسرا رفتن
کوک: تو خوبی ات.... عا ببخشید خانم..... ات
ات: من.. خوبم شما.. خوبید؟
کوک: اره من خوبم .... میگم بیا من میرسونمتون
ات: نه زیاد راهی نمونده.....
کوک: مچ دست ات رو گرفت و برد
کوک: اهههه اصلا حوصله ی تعارف رو ندارم باشه؟؟؟ دفعه ی بعد دیگه نمیخام حرفی باشه.
ات: عااا باشه..... صب کن..... دفعه ی بعددددد؟؟؟
کوک: نه منظورم هر موقع از این اتفاقا افتاد فقد به من زنگ بزن.. بیا این شمارمه
ات: با تردید ازش برگه رو گرفتم و گزاشتم تو جیب کتم
ات ویو:
اههه اون چشههه.... لعنتی ـ
منو رسوند تا خونه و خودی تا من برم داخل دم در موند
رفتم داخل و با قیافه ی خیلییییی اعصبانی مامانم رو به رو شدممممم
ات: سلا..... هییییییی وای مامان ترسیدم
مامان ات: تا این وقت شب کجا بودی؟ کمی داد
ات: اممممم... تو ذهنش نمی تونممم بگم مزاحمم شدن و همون پسریکه بغلم مینشینه تو مدرسه اومد نجاتم داد و منو رسوند خونهههههه عرررررر
مامان ات: با تو امممممممم دادددد
ات: راستش.... راستش
مامان ات: راستش چییییییی
ات: راستش اتوبوس خیلیییییی تاخیر داشت و بابت این موضوع خیییلییی عذر خواهی کرد (تو ذهنش) هوففففغغ خدایا شکرت تقلب رسوندییی
مامان ات: مطمئنییی با داد
ات: اره..... نگران نباش نه زهر ماری خوردم نه گوه اضافه خوردم
ادمین: واییی بچه ها دستم تاوللل زددد انقد نوشتممممم فک نکنید گوشیههه دستممم تبلت به چه بزرگیهههههههه دهنم داره سرویس میشهههه
شرط: ده تالایک
ده تا کامنت
بچه ها هر کی سه ها میتونه بزاره باشه؟
- ۵.۰k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط