{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نم نم باران بود

نم نم باران بود
وصدای دل من درهمه شهر طنین می انداخت
ولی انگار که امشب دل من مهمان بود
به صفای دل تو
قلم لطف گرفتی در دست
و کشیدی زیبا
هرچه در این دل غمگین من است
روی بوم احساس
رنگها از نفس پاک تو پُر رنگ شده
نقش ها از هوس روی تو دلتنگ شده
تو به من میگفتی:
سفره دل بگشاکه منم اهل دلم
از جدایی گفتم
خوب میفهمیدی
بی وفایی گفتم
خوب میفهمیدی
هر چه من میگفتم
خوب میفهمیدی
کار تو کار دل است
پیشه ات نقاشیست
مثل کار سهراب
مثل او اهل دلی
جنس او اهل صفا
قلم عشق به دستت زیباست
تا به روی دل من
بکشی باز نگاری نقشی
نقشی از فصل بهار
فصل زیبای تو وآمدنت
فصل شور و شعف و مشتاقی
در دل سبز درختان که شبیه خود توست
انتظار تو خودِ امید است
همه ی سال اگر منتظرم باز کم است
انتظارت زیباست
مثل امشب که دل و چشمانم
منتظر بود که ماه رخ تو جلوه کند
بازهم منتظرم
که تو از ره برسی...
دیدگاه ها (۳)

ارباب خشن من ۱۹

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 225♡⁠。⁠)⁩دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط