{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی صد بار با خودت میگویی بی خیال... ولی باز خیالت به سم

روزی صد بار با خودت میگویی بی خیال... ولی باز خیالت به سمتِ او پر میکشد...
میخواهی برایش پیامی بفرستی بگویی بی معرفت دارم از دلتنگی میمیرم... چشمت به پروفایلهای عاشقانه و رنگی رنگی می افتد که هیچکدامشان برای تو نیست... با خودت میگویی؛ مگر من چه کم داشتم؟ یادت می افتد که چه قدر کوتاهی و بی توجهی هایش را دیدی و به رویش نیاوردی چه قدر دروغ هایش را به رویش نیاوردی... جانت میسوزد... نفست میگیرد... با بغض میگویی بیخیال... او دیگر برای دیگریست.... وباز از خودت میپرسی خب مگر من چه کم داشتم؟.... هر بار که خودت را در آینه نگاه میکنی، اشک در چشم هایت حلقه میزند و باز میپرسی مگر من چه کم داشتم... . وای از دلتنگی های آخر شب و مرور پروفایلها و پیام های گذشته... وای که چه آتشی به جانت می اندازد... وقتی میبینی آنلاین است ..ِِاما..... بگو ببینم.... تا کجا؟؟؟ تا کی؟؟؟
چقدر میخواهی بالای سرِ یک رابطه پوسیده اشک بریزی؟ که چه؟ میخواهی عشق و دوست داشتنت را ثابت کنی؟ مگر نمیبینی هر چه بیشتر عشقت را ثابت کردی او عجله اش برای رفتن بیشتر شد؟ یکجایی دیگر باید دست به زانو بگذاری خودت را بلند کنی و محکم و با صدای بلند بگویی به درررک... . از یک جایی به بعد دیگر باید با خودت دوست باشی... باور کن مردم به سر درد ساده شان بیشتر از مرگ تو اهمیت میدهند... باید بپذیری که او یک اشتباهِ بزرگ بوده... یک تجربه ی تلخ بوده... اما.... هرگز بهترین روزهای عمرت را برای اشتباه ترین انتخاب زندگی ات هدر نده.. دنبال کسی نگرد که از قصد تو را گم کرده ...
دیدگاه ها (۳)

خدمات چاپ کتاب

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

سه☆پارتی.......p.3بعد اروم به تخت نزدیک شد و روی صندلی کنارش...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۱: تیکه‌های پازل(بخش دوم)یه‌جین که سکوتش ...

داستان عاشقانه جدید

......//برده ی زیبا//......

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط