آمدم بگویم:

آمدم بگویم:
نیستید که ببینید قایق نفس‌ما
چطور به گل نشسته
اما یادم آمد
هستید و می‌بینید
این در گل ماندن را
پس به رسم خلوص و مردانگی‌تان
نجاتمان دهید از دنیا زدگی🌱
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

لونا و ويليام

فاصله یک لبخند تا جنون

قسمت ۶

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

𝖕𝖆𝖗𝖙2قصر مروارید از نزدیک، حتی باشکوه‌تر از آن بود که مارال ...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

هم‌سلولی خطرناک (part8)ـ باید بریم.ـ قبل از اینکه پلیس رد او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط