حاجی همیشه سر این وسواس داشت که حلقه ی ازدواج حتما دستش ب

حاجی همیشه سر این وسواس داشت که حلقه ی ازدواج حتما دستش باشد.اذیتش میکردم میگفتم: حالا چه قید بندی داری؟ میگفت:" حلقه سایه ی یک مرد یا زن درزندگیه ومن دوست دارم سایه تو همیشه دنبال من باشد.من از خدا خواستم تو جفت دنیا و آخرتم باشی و..."{نیمه پنهان ماه2 به نقل از همسر شهید ابراهیم همت}
دیدگاه ها (۱۱)

The Last Shadow

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

سناریو: باجی کیسوکه و ا/ت

چند پارتی بازی ممنوع

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط