{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#باید_به_یک_سنی_پاسخ_بدهید

#باید_به_یک_سنی_پاسخ_بدهید

اباعبدالله در روز عاشورا شعارهای زیادی داده است که در آنها #روح_نهضت خودش را مشخص کرده که من برای چه می جنگم ، چرا تسلیم نمی شوم ، چرا آمده ام که تا آخرین قطره خونِ خودم را بریزم ؟ و #متاسفانه این شعارها در میان ما شیعیان فراموش شده و ما شعارهای دیگری به جای آنها گذاشته ایم که این شعارها نمی تواند روح نهضت اباعبدالله را منعکس کند .
ائمه ما یکی پس از دیگری آمدند و دستور دادند که عاشورا را باید زنده نگه داشت ، مصیبت حسین نباید فراموش شود ، این #مکتب باید زنده بماند . هر سال که محرم و عاشورا پیدا می شود ، شیعه باید آن را زنده نگه دارد . عاشورا شعارِ شیعه شده است . شیعه باید بتواند جواب بدهد وقتی در مقابل یک سُنی و بالاتر در مقابل یک مسیحی یا یک یهودی یا یک لامذهب قرار گرفت و او گفت : شما در این روز عاشورا و تاسوعا که تمام کارهایتان را تعطیل می کنید و می آیید در مساجد جمع می شوید ، دسته راه می اندازید ، سینه می زنید ، زنجیر می زنید ، داد می کشید ، فریاد می کشید ، چه می خواهید بگویید ؟ #حرفتان_چیست ؟ باید بتوانید بگویید ما حرفمان چیست . اباعبدالله نیامد فقط بجنگد تا کشته شود و حرفش را نزند . حرف خودش را زده است ، #هدف و مقصد خودش را مشخص کرده است .

📚 حماسه حسینی ، مرتضی مطهری ، ص ۱۸۴
#بخون
دیدگاه ها (۳)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

﷽🚨🚨🚨دوست عزیز! با هر ظاهر و سلیقه ای که هستی، هر جا گناه دید...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

عشق :

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :و پس از آن به شما نیز ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

⭕️ چرا جعفری سیگار می‌کشد؟!اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

خسف | یک گفتگوی کوتاه با شما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط