{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگویند چقدر غمگینی؟

میگویند چقدر غمگینی؟
چقدر ساکتی؟
چرا چشمانت همیشه خیس و اشک الود است..
چرا گوشه گیری..
میگویند چرا نمیخندی..
میدانی این ها که نمیدانند..
اگر تو ان روز قبل رفتنت..
اگر میگفتی چقد خنده به تو می آید
اگر میگفتی چقدر زیبا میشوی وقتی میخندی
اگر میگفتی بخند تا بمانم..
اگر..
وقتی حرف از رفتن زدی و من اشک ریختم
اگر وقتی اشک می ریختم مرا رها میکردی به حال خودم..
اگر وقتی میخندیدم مرا دوست تر میداشتی..
من که حالا اینقدر ساکت و غمگین نمی بودم..
میدانی
اشک زیبا ترین نعمت وجودی من است..
دوستش دارم..
آخر وقتی من اشک ریختم..
تو
مرا درآغوشت گرفتی..
..خوب یادم است..میگفتی گریه نکن آرام باش من نمی روم..
اگر وقتی میخندیدم تو این ها را میگفتی
جان دلم چرا همواره غمگین باشم؟
چرا همواره گریه مهمان چشمانم باشد..؟!
میدانی هرکس هرچه میخواهد بگوید..
من که میدانم
اشک ب چشمانم می آید ..
اگر همین روال را پیش ببرم
سرانجام
روزی خواهی امد..
میدانم..
اشک به چشمانم می آید..
غمگینی به صورتم می آید ..
میدانم..
دیدگاه ها (۱)

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

قسمت ۷

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت هشت

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط