{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیامدنت

نیامدنت
اردیبهشت م را بی اعتبار کرد‌؛

حیفِ خیابان هایی که
بی تو نرفتم . . .
قدم هایی که
بی تو نزدم . . .
شکوفه هایی که
بی تو عطرشان مستم نکرد
حیف از باران که بود و
تو نبودی . . .

حیف . . .
حیف از اردیبهشت که
بی تو گذشت . . .
#باران_قیصری
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p56جیمین از جاش بلند شد. قدم‌هاش آهسته بو...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

رز آبی پارت ۳

داستان عاشقانه جدید

معامله p18درهای اتاق با عجله باز شد.چند پزشک وارد شدند و تجه...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³²ویو میکا_____چند دقیقه...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط