{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تــَمآم هوا را بو مـی کشم . . .

تــَمآم هوا را بو مـی کشم . . .
چشم مـیدوزم . . .
زل مـی زنم . . .
انگشتم را بر لبان زمیـن مـی گذارم:
هــــیس . . . !
مـیخواهم رد نفس هایش بـه گوش برسد . . . .
اما. . . !
گوشم درد مـیگیرد از ایـن همـه بی صدایی . .
دیدگاه ها (۱)

♡ﻗﺼﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ..ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ... ﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕ... ﻗﺼﺪ...

بین که ↙میخنـــــــــــدم↘✘من✘دیگه باورم شده که کارم از ↙گري...

.

اینم امیرحسین پسر داییمه

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

p30

هوا در سالن سنگین شده بود. نازنین با صورتی که از ترس و اضطرا...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

«سوگند عشق»⁵:partتمام چراغ‌های یوکوهاما خاموش شدند.برای چند ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³¹جونگکوک از اسکله دور شد....

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۷: سایه‌هایِ خونینصبحِ روزِ بعد،...

LESSON

تصمیم گرفتم اول اینو تموم کنم بعد برم 😃🫪𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط