رمان عشق پنهان

رمان عشق پنهان
#پارت2
ویو ی ا/ت
شب رو اونقدر گریه کردم که متوجه نشدم کی خوایم برد. صبح که پاشدم
یکی اومد تو اتاق ولی از حالت راه رفتنش متوجه شدم اون پسره ی دیشبی نیست
تهیونگ: دوباره ازت سوال میپرسم اون شب اون ساعت اون جا چیکاررررر میکردی؟!!
ا/ت: ببین دیگه خسته شدم و نمیدونم چی بگم ولی من اونشب بخاطر خودم که حواسم نبود کوچه رو اشتباه اومدم به اون دوستت هم گفتم دیگه ای بابا
راوی: بعد چند دقیقه پس ه رفت و اون پسر دیشبی اومد
جونگ کوک: ببین تو تنها دوتا راه داری یا اینجا کار کنی یا اینکه بمیری
بهت ۶۰ ثانیه وقت دادیم از الان شروع شد زود باش
جونگ کوک: ۲۰ ثانیه دیگه مونده
ا/ت: باش باش قبوله کار میکنم
جونگ کوک: میری بیرون و خودت و به همه معرفی میکنی و بعدش قوانین و کارت رو بهت میگن و از هم امروز شروع میکنی کارت و
ا/ت: ببخشید میشه یه سوال بپرسم؟! اگه......ع.....عیبی نداره
جونگ کوک: بگو ( سرد و خشک)
ا/ت: بعد من کجا باید بخوابم و شما هم خودتون و معرفی میکنید؟!
جونگ کوک: یه اتاق طبقه ی بالا هست اون اتاقت هست برو زود تر تا همه خودشون و معرفی کنن و اینکه مارو به هیچ وجه نباید با اسم صدا بزنی بچه ها میگن چی صدامون کنی
ا/ت: رفتم بیرون واو جه خونه ی بزرگی هست اینجا( پشمام)
پسرا رو دیدم که ۶ نفر بودن و با اون پسر بغلی من ۷ تا میشدن
خودم رو معرفی کردم
ا/ت: سلام من ا/ت هستم ۱۵ سالمه و تنها زندگی میکنم و تو مدرسه کار میکردم
شوگا: چه دختر پر زبونی معلومه زیر لب
شوگا: منم شوگا هستم
سلام من نامجونم( سرد)
جیهوپ: وای دختر چرا انقدر لاغری تو مغزش
جیهوپ: منم جیهوپم
جین: ورلد واید هندسام یا جین هستم
تهیونگ: اممممم منم وی یا تهیونگم
جونگ کوک: منم کوکی یا جونگ کوکم( خمار)
جیمین از بالای پله ها داد زد و ا/ت گرخید
جیمین: هی دختره منم جیمینم( با داد)
ا/ت: از دیدار همتون خوشبختم خب اگر میشه قوانین و بگید چون جونگ کوک گفتش شما ها توضیح میدید یکی یکی به ترتیبی که نشسته بودن شروع کردن یه صحبت
شوگا: حق بیرون رفتن از خونه رو نداری به هیچ وجه
نامجون: برای صبحونه و ناهار و شام سر ساعت حاضر کنی
جیهوپ: هر وقت کار داشتیم سریع بیای حتی اگه خواب بودی




امیدوارم خوشتون اومده باشه
لطفا حمایت کنید❤️❤️
دیدگاه ها (۹)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط