خلاصه رویای خاکستری-قولشو داده بودم:)برو کپ نوشتم↓
ماجرا:
رلا،یه دختر خیلی باحاله اما چون خونواده نداشته،نتونسته توانایی هاش رو جلوه بده😞تنها دوستش سئو کلایمز هست که اونم...مجبور میشع ازش جدا شه ، چون یه خونواده سئو رو به سرپرستی میگیرن. اونجا، رلا سئو صداش نمیزنه و این بار ، هلن صداش میکنه تا اون خونواده فکر کنن آلمانیه و نبرنش خونه. کلوری، یه دختر بی نهایت بدجنسه که میخواد سئو و رلا، دوتا دختر ، دوتا بهترین دوست از هم دور بشن. واسه همینم میپره وسط و میگه که چون نیاکانش آلمانی بودن،اسمش هلنه و خودش از لندنه. پس خونواده ی جدید، سئو رو از رلا میگیرن. رلا، تنها شده، رویا هاش خاکستری شدن... اما توی زیرزمین، یه خرس عروسکی خاکستری پیدا میکنه.دفعه اول و دوم ازش میگذاره.اما دفعه سوم کنارش میشینه و همه ی خاطراتش از دوستا و خونوادش رو واسه ی خرسه میگه.
یهو از خواب می پره و میبینه که همه ماجرا رو خواب دیده ، هنوز خونواده نداره، اما سئو کنارشع. سئو تعجب کرده: کابوس میدیدی؟برق چشمات پریده...
اما رلا جواب میده:نه، این یه رویاست، یه رویای خاکستری!
و بعد خونواده ای که میخواستن قبولش کنن رو به کلوری میده و خونواده هم قبول میکنن.
کلوری و رلا هم شماره ی هم رو میگیرن تا وقتی خواست همو ببینن، یه نشونی داشته باشن.
و وقتی که ماشین خونواده ی جدید کلوری از پیچ کوچه میگذرهع، رلا زمزمه میکنه: یه رویای خاکستری...🌹💜💜
قشنگ بود؟ اگه دوست داشتی بلایک. داستان خودم🌹😃
رلا،یه دختر خیلی باحاله اما چون خونواده نداشته،نتونسته توانایی هاش رو جلوه بده😞تنها دوستش سئو کلایمز هست که اونم...مجبور میشع ازش جدا شه ، چون یه خونواده سئو رو به سرپرستی میگیرن. اونجا، رلا سئو صداش نمیزنه و این بار ، هلن صداش میکنه تا اون خونواده فکر کنن آلمانیه و نبرنش خونه. کلوری، یه دختر بی نهایت بدجنسه که میخواد سئو و رلا، دوتا دختر ، دوتا بهترین دوست از هم دور بشن. واسه همینم میپره وسط و میگه که چون نیاکانش آلمانی بودن،اسمش هلنه و خودش از لندنه. پس خونواده ی جدید، سئو رو از رلا میگیرن. رلا، تنها شده، رویا هاش خاکستری شدن... اما توی زیرزمین، یه خرس عروسکی خاکستری پیدا میکنه.دفعه اول و دوم ازش میگذاره.اما دفعه سوم کنارش میشینه و همه ی خاطراتش از دوستا و خونوادش رو واسه ی خرسه میگه.
یهو از خواب می پره و میبینه که همه ماجرا رو خواب دیده ، هنوز خونواده نداره، اما سئو کنارشع. سئو تعجب کرده: کابوس میدیدی؟برق چشمات پریده...
اما رلا جواب میده:نه، این یه رویاست، یه رویای خاکستری!
و بعد خونواده ای که میخواستن قبولش کنن رو به کلوری میده و خونواده هم قبول میکنن.
کلوری و رلا هم شماره ی هم رو میگیرن تا وقتی خواست همو ببینن، یه نشونی داشته باشن.
و وقتی که ماشین خونواده ی جدید کلوری از پیچ کوچه میگذرهع، رلا زمزمه میکنه: یه رویای خاکستری...🌹💜💜
قشنگ بود؟ اگه دوست داشتی بلایک. داستان خودم🌹😃
- ۹.۶k
- ۰۶ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط