دوست دارم که به درگاه خدا گریه کنم

دوست دارم که به درگاه خدا گریه کنم
دست بردارم وباحال دعا گریه کنم
در شب قدر نکردم عمل مقبولی
حال بنشینم و بر جرم وخطا گریه کنم
عرفه آمد و محزون وخجالت زده ام
دوست دارم که به مانند گدا گریه کنم
دیدگاه ها (۵)

#حکایت_قدیمی مردی هر شب به درگاه خدا دعا می‌کرد و می‌گفت:«خ...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

دیدار باتو (پارت ۴)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

اجبار به بدبختی پارت ۱۰

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 36 (last part)اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ :ابتدا بفرمایید با خود بیندیشید ک...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط