تقدیم به نگاه زیباتون

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part62

از بازوم گرفت و بلندم کرد
کفشامو درآوردم که راحت تر بتونم دفعه ی بعدی فرار کنم

آراد:بجم دیگه

من:خوب تو برو بیرون

آراد:خیرر همین الان همینجا جلوی من اوکییی

من:مرتیکه هیز

آراد:زنمی خوب

من: من غلط بکنم بخوام زن تو بشم

آراد:تو غلط میکنی که نخای باشی

از کنار در اومد اینور و کنارم نشست
ولی مچ دستمو محکم گرفته بود

من: خوب زیپ لباسمو بازش کن تا بتونم عوضش کنم

دستمو ول کرد و زیپمو باز کرد
بلند شدم که لباسمو دربیارم

ولی بجاش رفتم سمت در
آراد با خونسردی داشت منو نگاه میکرد

دستگیره رو کشیدم وایی شت در قفل بود

با مشت کوبیدم به در

من:لعنتی

آراد کلیدو به سمتم پرت کرد
سریع برداشتمو درباز کردم

قبل اینکه بخوام خودم درو باز کنم ی نفر ازون ور باز کرد

نیما بود
بغلش کردم

نیما:چته

من:داداش خوب شد که اومدی وگرنه دیگع منو نمیدیدی

نیما:چی؟

من:این مرتیکه رو میبینی درو قفل کرده بود

نیما با ی اخمی رفت سمت آراد... ..
دیدگاه ها (۸)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_6 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄بی ا...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_96مهمونی خسته کننده ای شده ب...

رومان عشق پنهانی (پارت2)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

اخرین دعا 28

عشق اول

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد...×:چی...چه غلطی کرد؟ باب...

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط