#دیدار_دوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_34

ــ نه خیر اون شیر موز من بود که مامانت خوردش.

&مال من بود.

ــ نه خیر مال من بود.

+من میرم پیش ساحل.

ــ وایسا تا ماهم بیایم.

+باشه.

&ولی من شیر موز می‌خوام.

+بیا اینجا الان برات شیر موز میخرم.

ــ پس من چی ؟

+برای توهم میخرم.

ویو کنار ساحل.

ــ ا/ت می‌خوام الان برم پیش بابات.

+شوخیت گرفته الان؟

ــ آره الان.

+بذار......

ــ حرفشو قطع کرد
ــ میدونم می‌ترسی بابات عصبانی بشه ولی قول میدم راضیش کنم.

+باشه فقط مواظب خودت باش.

ــ جو وونااا

&بله بابایی

ــ بیا اینجا باید بریم.

&باشه بابا.

ویو تو ماشین.

+جونگ کوک اگه میشه منو برسون خونم .

ــ باشه .

ویو خونه ا/ت

+جونگ کوک.

ــ جانم.

+فقط مواظب خودت باش.

ــ باشه خداحافظ.

+خداحافظ.

ویو جونگ کوک.

رفت خونه بابای ا/ت

زینگ زینگ

ــ سلام آقای پارک

ادامه دارد................
دیدگاه ها (۲)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

تکپارتی جونگ کوک

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط