{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part2

وسایلی که ا/ت همراه خودش برده بود: گوشیش، یه گردنبند با پلاک گربه برای یونگی، دفتر خاطراتش، کیفش
یونگی ویو:
ایکاش میشد شمارشو بگیرم ولی فکر نکنم ازم خوشش بیاد

یونگی: توی چی برات امضا بزنم زیبا
ا/ت: تتوی دفتر چه ی خاطراتم (دفترچرو میده به یونگی)
یونگی:(باز میکنه و یه نوشته ای رو میبینه و میخونه)
نوشته: همیشه ارزوم بود که شماره ی الگوی زندگیم یعنی یونگی رو داشته باشم خیلی. خوشگله نمیشه چشم ازش برداشت من همه ی اعضا رو دوست دارم ولی یونگی فرق داره.
ا/ت: چیزی شده؟
یونگی: چی نه(امضا میزنه)
ا/ت: این گردنبند رو برای تو خریدم(میندازه گردن یونگی)
یونگی: خیلی قشنگه قول میدم هیچ وقت درش نیارم
ا/ت: مرسیی من دیگه برم
یونگی: ا.. ا/ت
ا/ت: بله؟
یونگی: میشه.... لطفا شمارتو داشته باشم؟
ا/ت: ا.... البته چرا که نه(شمارشو میده) من رفتم خداحافظ(میره)
یونگی ویو:
بعد از گرفتن شماره از ا/ت همراه با اعضا بعد از تموم شدن فن ساین رفتیم خونه

یونگی:(تو اتاقشه) وای عررررررررر باورم نمیشه شمارشو گرفتمممممممممممم
جیمین:(یهویی از در میاد تو) شماره ی کیو گرفتییییی هاااا
یونگی: یا خدا چته دلم ریخت هیسسسسس
جیمین: عاشق شدییییییی
یونگی: هیسسس درو ببند بیا تو
نامجون: کی عاشق شدهههههههههههه
کوک: عاشققققققققق
جیهوپ: چههههههشدهههههه
تهیونگ: واددددددددددددددددد
یونگی: جیمین خدا بگم چیکارت نکنه
جین: یونگیییی عاشق شدیییییییی
یونگی:(داستانرو براشون تعریف میکنه)
جین: من حرفی ندارم
نامجون:(در شوک عظیمی به سر میبرد😂)
جیمین: هن؟
تهیونگ: وادددددد
کوک: فاخ
جیهوپ: چه
یونگی: حالا که فهمیدین عاشق شدم برید بیرون
(اعضا میرن)
یونگی: حالا بگیرم بخوابم بعدا بهش زنگ میزنم(خوابید)

ا/ت ویو:
وایییییییی عررررررررررررررررررررررررررررررر الان ازم شماره گرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت وایییییییییی میونگگگگگگ باید زنگ. بزنم میونگگگگگگگگگ(میونگ جواب میده)
ا/ت: میونگگگگگگگگگگگگ
میونگ: یا خداا چت شده جن دیدی دختر اروم باش
ا/ت: میونگ یونگی ازم شماره خواستتتتتتتتتتتتت
میونگ: چیییییییییییییی بدو بیا خونمون ببینمممممممم
ا/ت: ا.. الان میاممممممم(قطع میکنه)
میونگ: هوی مینسو(مینسو داداش میونگه)
مینسو: چته
میونگ: ا/ت داره میاد ادم باش
مینسو: خااااااا
(ا/ت میرسه خونه ی میونگ)
میونگ: بدووو بیا توووو ببینم چیشدهههه
ا/ت:( داستان رو برای میونگ تعریف میکنه)
مینسو: بیچاره یونگی
میونگ و ا/ت: چرا؟
مینسو: چون از ا/ت شماره گرفت
ا/ت: زهر ماررر
میونگ: کوفتتتتتتتتتتتتتتت
مینسو:(میره اتاقش)




♬اگه از این پارت خوشتون اومد بگید پارت بعدی هم بزارم♬
دیدگاه ها (۴۲)

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

سناریو مایکی پارت اخر

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

p23عروس فراری ..تصبح با دل‌درد بیدار شدم و یاد اتفاقات دیشب ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

چند پارتیـــــــــــــ💔🖤ــــــــــــوقتی نصفه شب می‌فهمه از ...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط