{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دمش گرم انقدر اضافه کاری داشت این اواخر که نمی شد جمعش کر

دمش گرم انقدر اضافه کاری داشت این اواخر که نمی شد جمعش کرد
رفت رابطه رو کمش کرد ولی باز دمش گرم وجودم و پر از تنش کرد
گفت نمی خوامت من عشقم اوایل سخت بود برام ولی افتاد از چشمم
اولا خوب تهش بد هی من و سرزنش کرد
خدا می دونه این روزا با کیا میشه سرش گرم
واسه دعوا می کرد سرش درد من و عاشق کرد بعدش رفت ...

سر بذار زانوهات ، بازی کن با موهات
بگو منو چی فرض کردی یه آدم هالو ها ؟
یه آدم خستم که نمیتونم وایسم رو زانوهام
انقده حرص خوردم که مو سفید پُره لا موهام
بگو چرا فروختی آخه ، منو به اون یارو ها ؟
کنارش خوشمیگذرونی ریلکس و آروم ها ؟
ببین چیکار کردی با من که لنگ این داروهام
قرصای خواب آورم دیگه نمیکنه منو آروما
دیدگاه ها (۵)

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

مهمونی پارت ۶۰

فاصله یک لبخند تا جنون

dark life = 33

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

🦢 پارت چهاردهم | قانون اوللیانا هنوز جلوی جنگکوک ایستاده بود...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

چندپارتی جونگ کوک

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط