دمش گرم انقدر اضافه کاری داشت این اواخر که نمی شد جمعش کر

دمش گرم انقدر اضافه کاری داشت این اواخر که نمی شد جمعش کرد
رفت رابطه رو کمش کرد ولی باز دمش گرم وجودم و پر از تنش کرد
گفت نمی خوامت من عشقم اوایل سخت بود برام ولی افتاد از چشمم
اولا خوب تهش بد هی من و سرزنش کرد
خدا می دونه این روزا با کیا میشه سرش گرم
واسه دعوا می کرد سرش درد من و عاشق کرد بعدش رفت ...

سر بذار زانوهات ، بازی کن با موهات
بگو منو چی فرض کردی یه آدم هالو ها ؟
یه آدم خستم که نمیتونم وایسم رو زانوهام
انقده حرص خوردم که مو سفید پُره لا موهام
بگو چرا فروختی آخه ، منو به اون یارو ها ؟
کنارش خوشمیگذرونی ریلکس و آروم ها ؟
ببین چیکار کردی با من که لنگ این داروهام
قرصای خواب آورم دیگه نمیکنه منو آروما
دیدگاه ها (۵)

Why Did I Fall in Love with You?P¹⁶ | چند روز بعد | ویو خونه...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

اجبار به بدبختی پارت ۳۶

shh,my baby is sleeping-part 1

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 16ظهر ـ عمارت مینهولونا روی مبل نشس...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیست‌ویکم: زنی که فرار نمی‌کردالارا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط