{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"بنام مادر"

"بنام مادر"
پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد
داغ دیـد از من و تبخـیر شـد و حـرف نـزد
شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب
شب بـه شب آمـدنـم دیـر شد و حـرف نزد.
غصـه میخـورد کـه مـن حـال خـرابـی دارم
از همین غصـه ی من سیـر شـد و حرف نزد
وای از آن لحظه کـه حرفـم دل او را سوزاند
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد
صورت پر شد و از چین و چروکش یعنی
مادرم خستـه شـد و پیـر شـد و حرف نزد
دیدگاه ها (۷)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁶_تو..چرا همش میخوای قهرمان باشی؟صداش...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

اوچیها شیسویی

چندپارتی تهیونگ

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

P : 28

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط