Love that turned into enmity💔

Love that turned into enmity💔

part7🍷🖤
________________________________
#مگ قرار نبود هممون با ی ماشین بریم من فک کردم با ی ماشین میریم
& نه چون وسایل زیاده دو ماشینه بریم بهتره
#باشه
همگی رفتم سوار ماشین شدن و حرکت کردن سمت جزیره ججو
ویو کوک و ا.ت تو ماشین
_ کوک
+جونم
_خوابت میاد میخوای بزنی بغل من بشینم
+ نه عزیزم نمی‌خواد من اوکیم فقط ی کم از اون موچی ها بهم بده
_باشه
+ا.ت ی سوال بپرسم
_ جانم
+ تا به حال از کسی خوشت اومده که نتونی بهش بگی؟؟
_وادفاک کوک این چ سوالیهه،خب هیچ موقع پیش نیومده بود برام ولی جدیدا احساس میکنم شده
+واقعااااا یعنی الان به کسی حسی داری نمیتونی بهش بگی
کوک تو ذهنش: یعنی ا.ت یکی دیگ رو دوست داره نکنه سوهو رو دوست داره چرا من نه
_اره حسی دارم نمیتونم بهش بگم چطور مگ تو هم اینجوری ؟؟!!
+ راستش آره منم ی نفر هست که عاشقشم ولی هیچ موقع روم نشده بهش بگم
_ا.ت تو ذهنش: وای نه کوک یکی رو دوست داره نهه نمیخوامممم
خب دوستان تا اینجا فک کنم متوجه شدید که ا.ت هم کوک رو دوست داره ولی هیچ کدوم جرعت اینکه بهم اعتراف کنن رو ندارن فعلا تا اینجا باشه تا پارت بعد رو بنویسم.......
دیدگاه ها (۴)

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

تکپارتی جونگ کوک

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط