ازدواج سوری پارت اخر

ازدواج سوری پارت82(پیشنهاد ادمین: همراش که دارین میخونین اهنگ Inner child از تهیونگ رو هم گوش بدید)

مامان ته ـ به خانوادمون خوش اومدی
ـ البته به لطف تو
ته ـ ایشش دلم میخواد بازم ببوسمت
مامان ته ـ من رفتم تا شما ادامه بدید

مامان ته رفت

ـ یااا مامانتو فراری دادی
ته ـ عادت داره
ـ ایییش گشنمه

ته یه بوس دیگه زد رو لبام

ته ـ سیر شدی؟
ـ بی ادب

همه زدن زیر خنده ته انگشتشو کیکی کرد گرفت جلوی دهنم منم برای اینکه اذیتش کنم دهنمو باز کردم و انگشتشو کرد تو دهنم منم انگشتشو گاز گرفتم دادش رفت هوا

ته ـ اخخخ انگشتم
ـ میخواستی انگشتتو زود دراری
جین ـ خیلی خب بیاین غذا بخوریم


رفتیم غذامونو خوردیم رایدس دوربینشو اروده بود میخواست ازمون عکس بگیره نیانگ با گل های تو باغ برام یه تاج درست کرده بود و گذاشت سرم از پشت تهیونگو بغل کردم مین یونگ یه دست گل خوشگل بهم داد گفت بگیرم دستم منم سرمو چسبونم به کمر تهیونگ و چشمامو بستم و لبخند زدم (عکسشو اسلاید بعد میدونم فتو شتاپه اما اینو به عنوان عکس عروسیشون انتخاب کردم)

از زبان ات و تهیونگ

و این بود شروع عشقمون

"پایان"

اگه فصل دو هم میخواین تو کامنتا بگین و اینکه خوشتون اومد از فیک یا نه؟
دیدگاه ها (۱۳)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

چند پارتی

چند پارتی بازیچه

پارت ۲۱ خلاصه حسنا برگشت ایرانو برای عروسی دختر خاله اش اون ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪 🖤🥀اسما با دیدن تصویر مادرش خشکش زد...

چند پارتی تهیونگ

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط