فصل ۲ ( P. 14)

=خب بگو می‌شنوم

+خب حتما تهیونگ ماجرا رو بهت گفته
درسته ؟

=آره تهیونگ امروز همه چی رو برام تعریف
کرد

+خب ببین من الان سردرگمم نمیدونم چیکار
کنم نمی دونم که باید به جونگ کوک فرصت
بدم یانه چون می ترسم که دوباره به جونگ
کوک فرصت بدم و دوباره اون بلا رو سرم
بیاره

=ببین جی وو من بهت حق میدم اما تو هم
نباید جونگ کوک رو ول کنی چون شاید اون
تغییر کرده باشه

+اگه بهش فرصت دادم و دوباره اون بلا رو
سرم آورد چی

=من نمی‌گم که همین فردا برو بهش فرصت
بده به نظر من تو باید به مدت یکی دوماه
کوک رو زیر نظر بگیری و ببینی که تغییر کرده
یا نه

+یعنی تو این مدت که کوک رو زیر نظر میگیرم
بی محلش کنم

=نه بی محلش نکن چون اونجوری ناراحت
میشه باهاش حرف بزن و اینا

+به نظرت این کار جواب میده ؟

=من مطمعنم که این کار جواب میده الان هم
میرم دوتا قهوه میارم

+اوکی

وقتی جیمین رفت تا قهوه بیاره به حرفا
فکر کردم اون درست میگه من باید یه مدت
جونگ کوک رو زیر نظر بگیرم تا ببینم که
تغییر کرده یا نه واقعا خوب شد که از جیمین
مشورت گرفتم چون اون واقعا باهوشه من
اون رو به چشم برادری خیلی دوست دارم و
بهش خیلی اعتماد دارم داشتم با خودم حرف
میزدم که جیمین با دوتا قهوه اومد

=خب اینم قهوه نظرت چیه برم خوراکی بیارم
تا باهم فیلم ببینیم

+اوکی فقط ژانر فیلم باید ترسناک باشه

=اوکی اما اگه از ترس شب خوابت نبرد به من
ربطی نداره (خنده)

+(خنده) حالا میبینم

اون شب با جیمین فیلم دیدیم و کلی
خندیدیم واقعا اون شب شبه خیلی خوبی بود

............
دیدگاه ها (۵۸)

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴⁰ویو میکا_____سکوت سنگی...

پارت ۳ | قهوه‌ی رئیسصبح روز سوم، تهیونگ با یک لیوان قهوه وار...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

THE BLACK CONTRACT | قرارداد سیاهP.6۹:۰۰ صبح | دفتر قدیمی قر...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت سیزهمساعت از دوازده شب گذشته بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط