چندضربہ ڪه بہ درخورد ز جایش اُفتاد

چندضربہ ڪه بہ درخورد ز جایش اُفتاد
مادرے خم شد و از درد صدایش اُفتاد

پـدرے آب شد،از شانہ عبایش اُفتاد
در آتش زده روے سر و پایش اُفتاد

💕 ٺرنُمِ عݜڨ💕
sapp.ir/takbeyt
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی

𝖕𝖆𝖗𝖙7دود، مثل ماری خاکستری، در راهروها می‌خزید. مارال با پدر...

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

پارت سوم._*بیگناهان*_

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

چند پارتی بازی ممنوع

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

{محکوم به لمس } part 1 杂交种 استرس اضطراب ترس در جانش آمیخته ...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط