{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁵⁶

جیمین : میدونی که اینبار دیگه نمیزارم بری؟ حتی اگه بگی دارم اذیتت میکنم امگا؟
-نیومدم که برم..میخوام به یه شرطی کمکت کنم
جیمین : شرط؟ داری برام شرط میزاری امگا؟
-اره دارم شرط میزارم و باید بهم گوش بدی آلفا
جیمین : بگو
-باید باهام به اتاقمون بیای و بزاری دستاتو به تاج تخت ببندم
جیمین : دستامو ببندی؟ میخوای چیکار کنی؟
-بهم اعتماد داری آلفا؟
جیمین : تو امگای منی
-بهم بگو جیمین بهم اعتماد داری یانه؟
جیمین : دارم
-پس شرطمو قبول کن
جیمین :اگه شرطتو قبول کنم چی میشه؟
-بهت کمک میکنم راتت بگذره
جیمین : ولی من خودتو میخوام امگا
-منم خودمو بهت میدم
جیمین : باشه قبوله
-پس بیا
امیلی به ارومی از اتاق خارج شد و جیمین هم پشت سرش به اتاقشون رفت
-لطفا روی تخت دراز بکش
جیمین : تو اینجوری دوست داری؟
-جیمییییننن
جیمین : باشه امگا جیغ نزن
جیمین بی حرف باهمون نیم تنه ی برهنه به سمت تخت رفت و دراز کشید و امیلی یکی از کروات های خود جیمین رو برداشت و به سمت آلفا رفت
-دستاتو بیار بالای سرت
جیمین : واقعا ؟
-انجامش بده لطفاااا
آلفام با پوزخند مزموزی دستاشو بالا آورد و گذاشت امگاش دستاشو ببنده ؛ امگاش هرچی ازش میخواست اون قرار نبود بهش نه بگه کارای امگا همه جوره براش جالب و سرگرم کننده بود
استرس امیلی به راحتی از توی رایحه و لرزیدن دستاش مشخص بود و آلفا به هیچ وجه اذیت شدن امگاشو نمیخواست
جیمین : آروم باش امگا ؛ نفس عمیق بکش هیچ اتفاقی نیفتاده چرا ترسیدی؟ هوم؟
+خو..خوبم
دستاشو اروم به سمت شلوار آلفا برد و هنوزم برای انجام دادنش دودل بود واقعا تصمیمش درست بود : خب؟ میخوای چیکار کنی امگا؟
-می.. میشه ببوسمت؟
جیمین : من یادم نمیاد تاحالا از بوسیدنم منعت کرده باشم امگا
با این حرف جیمین امیلی به سمتش رفت و بدنشو مماس بدن الفا کرد و لبای جیمین رو به دهن گرفت که آلفاهم این بار اروم باهاش همکاری کرد و گذاشت امگاش هرچقد که میخواد ببوستش و استرسشو با این روش دوست داشتنی تخلیه کنه


پارت بعد شامل صحنه های هست که برای خواندن بغضی ها مناسب نیست قبل هم چندین بار تأکید کردم که ژانر امگاورس با بقیه ژانر ها فرق داره و طبیعت اسماتش هم متفاوته پس گفته باشم اگه جنبه شو ندارین از پارت ۵۷ تا ۵۹ رو نخونید من چون نمیخوام بریده به نظر برسه میزارم و سر پیجم ریسک میکنم اما اگه جنبه شو ندارین نخونید
دیدگاه ها (۲)

پارت4۶جانم۳میگم....۶چی؟۳امگایی یا آلفا(بچه ها یادم رفت بگم ا...

part 35جونگکوک« آخی خوابش برد»تهیونگ«میگم بهتره دست نزنیم هم...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

فیک مافیاها پارت ۳۵جیمین: هیونگ من میخواستم یه چیزی بهت بگم....

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

My Arirang Part 8

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط