پارت آخر

- این مسخرست... نمیتونم باور کنم
× *عکس دوم*
- افکته؟
× فقد بیا خونمو از نزدیک ببین
- ف*اک یو، قول بده لمسم نمیکنی
× قول

_ا/ت ویو_
این شبیه یه رویای فانتزیه! ولی اون واقعا وامپیره. خون من باعث میشع کنترل خودش براش سخت باشه، برای همین همیشه قبل دیدن من مجبوره خون تازه انسانی بخوره....
ینی برای ده سال... بخاطر یه سوتفاهم ازش نفرت داشتم؟ بهش فرصت توضیح ندادم و الان احساس میکنم به خودم خیانت کردم

_ته ویو_
وقتی گفتم آهنگ هیت یو رو با جی کی برای اون نوشتم، اون گریه کرد. از اینکه بعد از اون دیگه هیچ موقع از خونه خارج نشدم،لبخند نزدم، آرامش نداشتم، گفتم و اون با اشکاش جوابمو داد....
من دنبال این بودم که آزارش بدم، اما چرا خودم ناراحت ترم؟
از همه چی بهش گفتم... از اینکه سرمای واقعی رو وقتی حس کردم که دیگه نداشتمش و بعد از اون دیگه نمیخواستم توی دنیای آدم ها بمونم، بهش گفتم برای اینکه یه بار دیگه ببینمش قبول کردم و میتونستم براش قرن ها منتظر بمونم!

_ا/ت ویو_
برای همه‌ی لحظه هایی که بخاطر خشمت بوکس کار کردی، برای وقتایی که آدما رو برای خودت غریبه دونستی، برای تمام شب هایی که تنهایی سوجو خوردی و برای گیتاری که شکستی تا درد قلبت رو کمتر کنی و من کنارت نبودم، متاسفم. حالا من اینجام تا دنیای سیاه و سفیدتو رنگ بزنم
× ا/ت... من..منظورت چیه؟!
ا/ت: بدون هیچ حرف و مقدمه ای لبامو به لبش کوبیدم و شروع کردم به بوسیدنش.... اما ثانیه ای فاصله گرفت و با چشای گرد بهم نگاه کرد... سرمو پایین انداخته بودم ولی دستشو گذاشت رو گونه ام و اینبار کنترل رو بدست گرفت و بوسه عمیق تری رو شروع کرد.....

_دو هفته بعد_
÷برنده‌ی جایزه این مسابقه هم میره به آهنگ هیت یو ا/ت با همکاری گروه جی!
× - تعظیم و تشکر
- (آروم) هیی ته
× هوم؟
- برناممونو که یادت نرفته؟ (چشمک)
امشب. خونه‌ی من
× هوم؟ یادم میاد قول داده بودیم همدیگرو لمس نکنیم... اینطور نیس؟
- قول ها برا زیر پا گذاشتنن، مگه نه؟

• عروسیتونم پیشاپیش مبارک🤡🐾
فقد لایک کنندگان دعوتن✔
________________________________
تموم شد:)))
چطور بود؟!
دیدگاه ها (۴)

سناریو سائه پارت اخر

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

سناریو کازتورا پارت اخر

سناریو خط قرمز پارت ۳

ادامه سناریو

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو مایکی پارت ۵

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط