وقتی مافیا بود و........
P2:
یعنی در این بین درباره من چیزی به دوستش گفته؟مثلا هی اون دختر مو جوگندمی چشم های قشنگی نداشت؟ یا هی توجه کردی بوی عطرش چقدر متفاوت بود؟ امیدوارم اگه روزی دوستش همچین چیزی اوینحا بگه و لینو واکنش دلپذیری نشون بده اونموقع صدای لایت موسیقی و به سلامتی زدن مشتری ها کاملا قطع بشه و فقط صدای اون....اوه....شرم آوره!نگاهم رو ازش دور میکنم و به سفارشی که توی دیتمه نگاه میکنم که چند دقیقه ای میشه روی دستم سنگینی کرده.
بالاخره به سمت میز میرم و با لبخند آروم لیوان هارو روی میز میزارم،دقت میکنم که لیوان لینو رو در فاصله درستی بین تخته شطرنج انتهای میز و دستش بزارم،البته به اینم حواسم بود که دسته لیوان به سمت اون باشه
لیوان دوستش؟مهم نیست فقط گذاشتمش و رفتم.درچند قدمی میز بودم که صدای خنده آروم لینو و دوستشو شنیدم و ناخودآگاه لبخند زدم.مثل اینکه متوجه رفتارم شده بود
لینو:خانم جوان
برمیگردم،نه سریع،اما با اشتیاق
لوییز:لوییز صدام کنید،آقا
لبخند میزند و اینم رو تکرار میکنه
لینو:لویی،شطرنج بلدی
الان اسمم رو شکسته صدا کرد؟کمی اخم هام به هم گره میخوره،هرچقدر هم ازت خوشم بیاد نباید آنقدر زود صمیمی بشی،یه نکته رو اعصاب از لینو،عالی شد میتونم بابت همین یک نقص همین الان ازش متنفر بشم.دروغ میگم
لوییز:کم و بیش
لینو:سرعتی؟
لوییز:به امتحانش می ارزه
جلوتر میرم و بدون دعوت کنار دوستش میشینم اون کمی میره کنار تا به من جا بده،کمی تعجب میکنه و بعد لبخند میزنه،درست مثل خودش صمیمی شدن بی مقدمه
لینو:اگر بردی صد هزار وون بهت میدم اگر هم من بردم ده هزار وون باید بهم بدی
پسر مو نقره ای با پوزخند میگه
ـــ: ناعادلانه نیست ؟
دستم رو شبیه به دهن وراج در میارم نشونی از دهن این پسر
لینو:به هرحال صد هزار وون برای من میشه ده هزار وون برای اون پس عادلانست
دستم رو آروم پایین میارم.الان تحقیرم کرد؟
چهل دقیقه بعد پنج بازی انجام شده و یه بازی رو من بردم به لطف سرعت عمل و اینکه لینو سعی داشت منو پیشبینی کنه و من هم دستم رو با اعتماد به نفس به مهره ها میزدم، جوری که انگار با استراتژی میخوام برم جلو و به امید خدا حرکتش میدادم
لینو:پایه به دورهمی کوچیک هستی؟
لوییز:احتمالا به دورهمی شطرنجی باشه درسته ؟
لینو به صندلیش تکیه میده
لینو:اوم..دوستای شطرنجیم بازم خوشحال میشن ببیننت. یه قمار چند نفره؟
آدرس یه عمارت رو یادداشت میکنه برام و بعدش هم اونجا و با یه خداحافظی خالی ترک میکنه...عمارت هیونگجدان تاحالا اسم منطقه ای که این عمارت توشه هم نشنیدم باید به عمارت ضیافتی باشه.برای شطرنج بازهای شهر...
دوستون دارم کیم لارا ✨
#ایتری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هبونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمبن-#جونگبن-#سناربو-#تکپارتی-#چندپارتی
یعنی در این بین درباره من چیزی به دوستش گفته؟مثلا هی اون دختر مو جوگندمی چشم های قشنگی نداشت؟ یا هی توجه کردی بوی عطرش چقدر متفاوت بود؟ امیدوارم اگه روزی دوستش همچین چیزی اوینحا بگه و لینو واکنش دلپذیری نشون بده اونموقع صدای لایت موسیقی و به سلامتی زدن مشتری ها کاملا قطع بشه و فقط صدای اون....اوه....شرم آوره!نگاهم رو ازش دور میکنم و به سفارشی که توی دیتمه نگاه میکنم که چند دقیقه ای میشه روی دستم سنگینی کرده.
بالاخره به سمت میز میرم و با لبخند آروم لیوان هارو روی میز میزارم،دقت میکنم که لیوان لینو رو در فاصله درستی بین تخته شطرنج انتهای میز و دستش بزارم،البته به اینم حواسم بود که دسته لیوان به سمت اون باشه
لیوان دوستش؟مهم نیست فقط گذاشتمش و رفتم.درچند قدمی میز بودم که صدای خنده آروم لینو و دوستشو شنیدم و ناخودآگاه لبخند زدم.مثل اینکه متوجه رفتارم شده بود
لینو:خانم جوان
برمیگردم،نه سریع،اما با اشتیاق
لوییز:لوییز صدام کنید،آقا
لبخند میزند و اینم رو تکرار میکنه
لینو:لویی،شطرنج بلدی
الان اسمم رو شکسته صدا کرد؟کمی اخم هام به هم گره میخوره،هرچقدر هم ازت خوشم بیاد نباید آنقدر زود صمیمی بشی،یه نکته رو اعصاب از لینو،عالی شد میتونم بابت همین یک نقص همین الان ازش متنفر بشم.دروغ میگم
لوییز:کم و بیش
لینو:سرعتی؟
لوییز:به امتحانش می ارزه
جلوتر میرم و بدون دعوت کنار دوستش میشینم اون کمی میره کنار تا به من جا بده،کمی تعجب میکنه و بعد لبخند میزنه،درست مثل خودش صمیمی شدن بی مقدمه
لینو:اگر بردی صد هزار وون بهت میدم اگر هم من بردم ده هزار وون باید بهم بدی
پسر مو نقره ای با پوزخند میگه
ـــ: ناعادلانه نیست ؟
دستم رو شبیه به دهن وراج در میارم نشونی از دهن این پسر
لینو:به هرحال صد هزار وون برای من میشه ده هزار وون برای اون پس عادلانست
دستم رو آروم پایین میارم.الان تحقیرم کرد؟
چهل دقیقه بعد پنج بازی انجام شده و یه بازی رو من بردم به لطف سرعت عمل و اینکه لینو سعی داشت منو پیشبینی کنه و من هم دستم رو با اعتماد به نفس به مهره ها میزدم، جوری که انگار با استراتژی میخوام برم جلو و به امید خدا حرکتش میدادم
لینو:پایه به دورهمی کوچیک هستی؟
لوییز:احتمالا به دورهمی شطرنجی باشه درسته ؟
لینو به صندلیش تکیه میده
لینو:اوم..دوستای شطرنجیم بازم خوشحال میشن ببیننت. یه قمار چند نفره؟
آدرس یه عمارت رو یادداشت میکنه برام و بعدش هم اونجا و با یه خداحافظی خالی ترک میکنه...عمارت هیونگجدان تاحالا اسم منطقه ای که این عمارت توشه هم نشنیدم باید به عمارت ضیافتی باشه.برای شطرنج بازهای شهر...
دوستون دارم کیم لارا ✨
#ایتری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هبونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمبن-#جونگبن-#سناربو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۳۸.۴k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط