نه در آغوشم بودی

نه در آغوشم بودی
نه عطر تنت را استشمام کرده ام
نه گرمای نفست تنم راتبدار کرده
نه دستت را لمس کرده ام
نه چشم در چشمت شده ام
نه بوسیده ام
نه بوسیده ای
نه شانه به شانه ات قدم زده ام
نه در کافه ای سر میزباتو نشسته ام
امادر این دنیای
پرهیاهوی مجازی
دلم را به تو سپرده ام #تو
دیدگاه ها (۱)

درخواستی تک پارتی از مایکی

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

پارت ۶تاریکی مطلق، تنها چیزی بود که تو رو احاطه کرده بود. صد...

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری ک...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

### پارت هفتم: «سایه‌ی روی میزِ کار»صبحِ روز بعد، نورِ کم‌رن...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

سناریو جونگکوک

سناریو🥂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط