مرهم دَرد مـَـرد ،گریه کردن نیست . . .♂در آغوش گرفتن یا د

مرهم دَرد مـَـرد ،گریه کردن نیست . . .♂در آغوش گرفتن یا در آغوش رفتن نیست !♂مرد که دَرد دارد پاهایش به کار می افتد . . .♂قدم می زند و پا میگذارد بر همه چیز !♂ترجیح میدهد به جز خودش با کسی حرف نزند . . .♂مرد که غمگین است با خودش زمزمه می کند،♂ناگفته های انباشته شده در ذهن و دلش را !♂ولی افسوس،پیاده روی ام را به حساب سرخوشی گذاشتند و . . .♂با خود حرف زدنم را دیوانگی !♂به راستی دَرد مـَـرد را کسی نمی فهمد . . .♂حتی مـَـرد دیگری !
اقایون داداشـــــام

روزتون مبارک^_^
دیدگاه ها (۲۲)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

رمان انتقام ازدواج کامل

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

Fabric of Love~P8در رو زد و مرد موطلایی با چشم های آبی پدیدا...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

My Arirang Part ۱۴جونکوک: چه بلایی سر دستت اومده؟جونکوک ناگه...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPart 2/2کیوکا کنار دخت...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط