سوار اتوبوس بشیم ،

سوار اتوبوس بشیم ،
دستمو آروم بذارم کنار دستت .
به دستات نگاه کنم .
به حالت انگشتات کنار هم .
به قشنگیشون .
آرزو کنم که ای کاش دستای من میله ی اتوبوس بود که از ترس نیفتادن اینجوری محکم بگیریشون .
که اینطوری حسرت ، پیر و چروکیدشون نکنه .
دستمو بذارم کنار دستت ،
با خودم فکر کنم که فاصله ی انگشتات اگه با انگشتای من پر بشه چقدر قشنگ تره .
اینطوری تا یه هفته دستم بوی دستاتو میده .
اینجوری دستامو بیشتر دوست دارم .
فایده ی دستای من چیه اگر نخواد دستای تورو بگیره وقتی داری میفتی ؟
فایدشون چیه ؟
اینکه دکمه های پیرهنمو ببندن ؟
اینکه خریداری پیرزن همسایه رو براش نگه دارن ؟
یا اینکه واسه تو بنویسن ؟
اره ...
دستام وقتی از تو مینویسن قشنگن ...
ولی وقتی تو دستای تو باشن خیلی قشنگ ترن ...
خیلی قشنگ تر ...!
#مهسا_جلال #عکس_نوشته
دیدگاه ها (۵)

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

سناریو تهیونگ

وقتی جلوشون گریه میکنیم

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part6دستمو گرفت و به سمت نه صندلی نه دیو...

P³⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

سناریو ایدل رویایی پارت اخر

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

I'm not jealouspart 42نفس های داغشو کنار گوشم احساس میکردم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط