ازدواج از روی اجبار p5
تو راه یه شیرموز گرفت خورد 🙂
صبح شد
ا.ت
یااااااا چه صبحی قشنگی اما اتفاقا قراره مسخرش کنن
ایششش امروز عروسی دارم
هو هو هو با شاهزاده پری ها
اوووووف
رفتم حموم یه دوش ۵۰ مینی گرفتم
اومدم موها و خشک کردم و آماده شدم که کوک بیاد دنبالم بریم
کوک
رفتم حموم یه دوش ۳۰ مینی گرفت آماده شدم رفتم دنبال ا.ت تو راه یه شیرموز هم گرفتم
ا.ت
ااااه
اومدش مامان خداحافظ
م.ت خداحافظ دخترم
ا.ت
سلام
اووووو داری چی میخوری شیرموززز
پس من چی منم میخوام
کوک
سلام همین یکی هستش برو بخر برا خودت به من چه
ا.ت
ایششش خسیس واقعا که میمردی برا منم بگیری
کوک
سوار شو بریم من برا خرا چیزی نمیگیرم
ا.ت
گگگگگگگ
نویسنده
کوک و ا.ت راه افتادن رفتن سمت آرایشگاه کوک ا.ت رسوند خودشم رفت تا حاضرش کنن
بعد چهارساعت کار ا.ت تموم شد
ا.ت
اوووووف بلاخره تموم شد وااااو چه جذاب شدم
لباسمو پوشیدم و منتظر کوک موندم که بیاد دنبالم وقتی رسید رفتم بیرون و خیلی جذاب شده بود
کوک
رفتم دنبال ا.ت وقتی رسیدم اومد پایین مثل فرشته ها بود البته من که فرشته ندیدم ولی خوب فرض میکنیم مثل فرشتها بود اومد و سوار ماشین شدیم و رفتیم طرف تالار
نویسنده
کوک و ا.ت رفتن به تالار و وارد شدن دست همو گرفتن به طرف جایگاه قدم برداشتن
عاقد
خانم تیم ا.ت (فامیلی بچه تیمه)مایل هستید که برای همیشه با جناب آقای جئون جونگکوک زندگی کنید
آیا ایشون را به عنوان همسر میپزیرید
ا.ت
اگه دست من بود که خیر(تو دلش)
بله
عاقد
جناب آقای جئون جونگکوک آیا مایل هستید که برای همیشه با سرکار خانم تیم ا.ت زندگی کنید؟
آیا ایشون را عنوان همسر میپزیرید ؟
کوک
حتما چرا که نه یه خر زنم شد از خدامه(تو دلش)
بله
عاقد
اکنون من شما را زن و شوهر اعلام میکنم
به پای هم پیرشید
نویسنده
ماشاالله ماشاالله
همه دست و جیغ و هورا کشیدن و عاقد گفت
عاقد
حالا زن و شوهر همدیگر رو ببوسن
ا.ت
وات یعنی چی
چیشیو ببوسن ایششششش
چندش (در دلش)
کوک
زرشک همینو کم داشتیم(تو دلش)
نویسنده
کوک از روی اجبار دستش رو دور کمر ا.ت حلقه کرد و لباشو گذاشت روی لبای ا.ت و بوسید
ا.ت همکاری نمیکرد کوک هم برای اینکه ا.ت رو توجیح کنه با پا یه اردنگی بهش زد و ا.ت هم فهمید و به اجبار همکاری کرد بعد از هم جدا شدن و رفتن رقصیدن
و عروسی تمام شد
ا.ت و کوک هم حرکت کردن به طرف خونه جدید
ا.ت
آه بلاخره تموم شد راحت شدم اوووووف
آها هی کوک میگم که قرار نیست تو یه اتاق باشیم دیگه؟
کوک
اگه دست من بود اصلا تو یه کشور نبودیم چه برسه یه اتاق
ا.ت
منظورت چیه؟
کوک
الحق که خری
خوب پدر و مادرامون نمیزارن خوب اونا در تمام اتاقا رو قفل کردن و مجبوریم تو یه اتاق باشیم
ا.ت
وای خدا همینو کم داشتم چطور با یه موز تو یه اتاق باشم آخه
هی تو میری رو کاناپه من روی تخت میخوابم فهمیدی
کوک
همون اول بهت گفت تو زن من محسوب نمیشی خدمتکارمی پس دستور نده
ا.ت
هر چی میخوای فکر کن من کار خودمو میکنم فکر کردی با بچه طرفی بزار قبل زر زرات خودم قانونامو بگم
1-سمت من نمیای
2-به من دست نمیزنی
3-کاری به کارم نداری
4-گیر به کارای من نمیدی
فهمیدی؟
کوک
البته اینا همش یه قانونه
حالا حرفهای منو بشنو
1-روی حرف من حرف نمیزنی
2-تو کارم فضولی نمیکنی
3-قانون ها رو زیر پا نمیزاری
4-اگه قانون ها رو رعایت نکنی تنبی میشی
مفهوم بود؟
ا.ت
البته هیچ کاری نمیتونی بکنی من هر کار دلم خواست میکنم
کوک
به هر حال زنمی پس میتونم باهات هر کاری کنم هیشکی هم جلو دارم نیست
ا.ت
هه تا دو دقیقه پیش زنت محسوب نمیشدم نکنه دو دقیقه پیش عقد کردیم ها
حالا شدم زنت اگه زنتم پس تو کارات فضولی میکنم کوکو(داد)
کوک
کوکو هی چطور جرعت میکنی به یکی از بزرگترین مافیا های کره بگی کوکو هاااا (عربده)
ا.ت
همون جور که تو جرعت میکنی به زن یکی از بزرگترین مافیا ها کره بگی خرررررر(عربده فرا بنفش)
نویسنده
گرم داد و بیداد بودن که یک دفعه
.
.
.
.
.
خمارییییی 😁😁😁😁
نمیدونم تا اینجا کار خوب شده یا نه ولی امید وارم خوشتون بیاد
صبح شد
ا.ت
یااااااا چه صبحی قشنگی اما اتفاقا قراره مسخرش کنن
ایششش امروز عروسی دارم
هو هو هو با شاهزاده پری ها
اوووووف
رفتم حموم یه دوش ۵۰ مینی گرفتم
اومدم موها و خشک کردم و آماده شدم که کوک بیاد دنبالم بریم
کوک
رفتم حموم یه دوش ۳۰ مینی گرفت آماده شدم رفتم دنبال ا.ت تو راه یه شیرموز هم گرفتم
ا.ت
ااااه
اومدش مامان خداحافظ
م.ت خداحافظ دخترم
ا.ت
سلام
اووووو داری چی میخوری شیرموززز
پس من چی منم میخوام
کوک
سلام همین یکی هستش برو بخر برا خودت به من چه
ا.ت
ایششش خسیس واقعا که میمردی برا منم بگیری
کوک
سوار شو بریم من برا خرا چیزی نمیگیرم
ا.ت
گگگگگگگ
نویسنده
کوک و ا.ت راه افتادن رفتن سمت آرایشگاه کوک ا.ت رسوند خودشم رفت تا حاضرش کنن
بعد چهارساعت کار ا.ت تموم شد
ا.ت
اوووووف بلاخره تموم شد وااااو چه جذاب شدم
لباسمو پوشیدم و منتظر کوک موندم که بیاد دنبالم وقتی رسید رفتم بیرون و خیلی جذاب شده بود
کوک
رفتم دنبال ا.ت وقتی رسیدم اومد پایین مثل فرشته ها بود البته من که فرشته ندیدم ولی خوب فرض میکنیم مثل فرشتها بود اومد و سوار ماشین شدیم و رفتیم طرف تالار
نویسنده
کوک و ا.ت رفتن به تالار و وارد شدن دست همو گرفتن به طرف جایگاه قدم برداشتن
عاقد
خانم تیم ا.ت (فامیلی بچه تیمه)مایل هستید که برای همیشه با جناب آقای جئون جونگکوک زندگی کنید
آیا ایشون را به عنوان همسر میپزیرید
ا.ت
اگه دست من بود که خیر(تو دلش)
بله
عاقد
جناب آقای جئون جونگکوک آیا مایل هستید که برای همیشه با سرکار خانم تیم ا.ت زندگی کنید؟
آیا ایشون را عنوان همسر میپزیرید ؟
کوک
حتما چرا که نه یه خر زنم شد از خدامه(تو دلش)
بله
عاقد
اکنون من شما را زن و شوهر اعلام میکنم
به پای هم پیرشید
نویسنده
ماشاالله ماشاالله
همه دست و جیغ و هورا کشیدن و عاقد گفت
عاقد
حالا زن و شوهر همدیگر رو ببوسن
ا.ت
وات یعنی چی
چیشیو ببوسن ایششششش
چندش (در دلش)
کوک
زرشک همینو کم داشتیم(تو دلش)
نویسنده
کوک از روی اجبار دستش رو دور کمر ا.ت حلقه کرد و لباشو گذاشت روی لبای ا.ت و بوسید
ا.ت همکاری نمیکرد کوک هم برای اینکه ا.ت رو توجیح کنه با پا یه اردنگی بهش زد و ا.ت هم فهمید و به اجبار همکاری کرد بعد از هم جدا شدن و رفتن رقصیدن
و عروسی تمام شد
ا.ت و کوک هم حرکت کردن به طرف خونه جدید
ا.ت
آه بلاخره تموم شد راحت شدم اوووووف
آها هی کوک میگم که قرار نیست تو یه اتاق باشیم دیگه؟
کوک
اگه دست من بود اصلا تو یه کشور نبودیم چه برسه یه اتاق
ا.ت
منظورت چیه؟
کوک
الحق که خری
خوب پدر و مادرامون نمیزارن خوب اونا در تمام اتاقا رو قفل کردن و مجبوریم تو یه اتاق باشیم
ا.ت
وای خدا همینو کم داشتم چطور با یه موز تو یه اتاق باشم آخه
هی تو میری رو کاناپه من روی تخت میخوابم فهمیدی
کوک
همون اول بهت گفت تو زن من محسوب نمیشی خدمتکارمی پس دستور نده
ا.ت
هر چی میخوای فکر کن من کار خودمو میکنم فکر کردی با بچه طرفی بزار قبل زر زرات خودم قانونامو بگم
1-سمت من نمیای
2-به من دست نمیزنی
3-کاری به کارم نداری
4-گیر به کارای من نمیدی
فهمیدی؟
کوک
البته اینا همش یه قانونه
حالا حرفهای منو بشنو
1-روی حرف من حرف نمیزنی
2-تو کارم فضولی نمیکنی
3-قانون ها رو زیر پا نمیزاری
4-اگه قانون ها رو رعایت نکنی تنبی میشی
مفهوم بود؟
ا.ت
البته هیچ کاری نمیتونی بکنی من هر کار دلم خواست میکنم
کوک
به هر حال زنمی پس میتونم باهات هر کاری کنم هیشکی هم جلو دارم نیست
ا.ت
هه تا دو دقیقه پیش زنت محسوب نمیشدم نکنه دو دقیقه پیش عقد کردیم ها
حالا شدم زنت اگه زنتم پس تو کارات فضولی میکنم کوکو(داد)
کوک
کوکو هی چطور جرعت میکنی به یکی از بزرگترین مافیا های کره بگی کوکو هاااا (عربده)
ا.ت
همون جور که تو جرعت میکنی به زن یکی از بزرگترین مافیا ها کره بگی خرررررر(عربده فرا بنفش)
نویسنده
گرم داد و بیداد بودن که یک دفعه
.
.
.
.
.
خمارییییی 😁😁😁😁
نمیدونم تا اینجا کار خوب شده یا نه ولی امید وارم خوشتون بیاد
- ۱۰.۸k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط