{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداحافظ_مُحَرَّم ، خداحافظ_صفر ...

خداحافظ_مُحَرَّم ، خداحافظ_صفر ...

نمی دانم سال دیگر دوباره تو را خواهم دید یا نه؟!... اما اگر وزیدی و از سَرِ کوی من گذشتی، سلامَم را به اربابم برسان...
بگو همیشه برایَت مشکی به تَن می کرد و دوست داشت نامَش با نام تو عجین شود!...
بگو گرچه جوانی می کرد، اما به سَرِ سوزنی ارادتش هم که شده، تو را از تَهِ دل دوست داشت...
با چای روضه تو و نذری ات، صفا می کرد و سَرَش درد می کرد برای نوکری...
مُحَرَّم جان؛ تو را به خدا می سپارم... و دلم شور می زند برای
"صَفر"ی که دارد بار "سَفَر" می بندد
خداحافظ ای پیرهن مشکی و ماه صفر
دیدگاه ها (۱۵)

سناریو جونگکوک

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۶چند دقیقه پیش .به محض اینکه آوا ...

پارت ششم | خط قرمزاز آن روز به بعد، رفتار جونگ‌کوک تغییر کرد...

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:3به محض این...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

معاملهp3جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ خیره ماند.بعد نگاهش را ...

Which one part ۱۶تقریبا متن رو حفظ بودم که یک نفر اومد و گفت...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط